تبليغاتX
.:: وبلاگ دونفره دا مهدی و دادا وحید ::.

سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 18:19

طرز تهيه يك فيلم پرفروش در سينماي ايران

1. محمدرضا گلزارِ بزك كرده(يك عدد كامل)
2. مهناز افشار و الناز شاكردوست به ميزان كافي
3. نيروي آموزش ديده براي دست و پا زدن در پشت صحنه
4.تجهيزات اعم از دوربين، نور، صدا، حركت!

روش تهيه:
قبل از شروع- محمدرضا گلزار را در اتاق گريم خوب ورز مي‌دهيم. كمي به‌اش پياز مي‌ماليم و مي‌اندازيم‌ش جلوي دوربين(در اينجا خانم‌ها و آقايان وبلاگ‌نويس دقت داشته باشند كه ميزان پياز ماليده شده بايد به حدي باشد كه اشك از چشمان گلزار جاري شود. او شكست عشقي خورده و علت اين شكست و ضربه سنگين روحي به او خانواد دختر مورد علاقه او بوده است. اگر فرد مونثِ طرفدار گلزار كه در حال تماشاي فيلم است با گلزار احساس همذات پنداري پيدا كرد و با خودش گفت: آخي بميرم، اگه من به جاي دختره بودم خانوادم از خداشون هم بود! مشخص مي‌شود كه ميزان پياز ماليده شده بسيار خوب بوده و به مرحله بعد مي‌رويم)
حدود 10 دقيقه مي‌گذاريم تا گلزار با شعله ملايم جلوي دوربين حسابي جا بي‌افتد. سپس مهناز افشار را با مقدار متنابهي ناز و عشوه و كرشمه- درسته به محمدرضاگلزار اضافه مي‌كنيم، شعله زير گاز را زياد مي‌كنيم كمي نمك و فلفل مي‌زنيم و اين مغلمه را تا زماني كه ببننده دچار غش و ضعف شود هَم مي‌زنيم. شعله زير گاز را كم مي‌كنيم و الناز شاكردوست را به آرامي اضافه مي‌كنيم و در همين حال به هم زدن ادامه مي‌دهيم تا الناز شاكردوست حسابي با مواد قبلي مخلوط شود. ديگر تقريباً آماده است. جهت تزئين مي‌توانيد از حسام نواب صفوي و حميد گودرزي بر حسب سليقه استفاده كنيد. نوش جان‌تان!


آقایون با فرهنگ


نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: جوک و سرگرمی | لینک ثابت |
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 20:50
يه روز يه بنده خدايي توي مهموني يهو با صداي بلند مي‌گوزه. اينقدر خجالت مي‌كشه كه از خدا مي‌خواد بكشدش و مثل اصحاب كهف سيصد سال بعد زندش كنه! خدا هم همين كار رو مي‌كنه. وقتي طرف بعد سيصد سال زنده ميشه ميره بازار كه نون بگيره. وقتي پول رو به نونوا ميده، يارو بهش ميگه اين رو از كجا آوردي؟ ميگه چطور مگه؟ نونواهه ميگه آخه اين سكه مال عهد كاظم گوزويه، خيلي قيمتيه!


من از گوش خرم گوش خرم گوش خرم گوشي ميسازم ميرم دكتر ميشم بخرم مينازم
منار دم خرم دم خرم دم خرم جارو ميسازم ميرم سپور ميشم بخرم مينازم
من از كيرخرم كيرخرم كيرخرم باتون ميسازم ميرم پليس ميشم بخرم مينازم


بچه هه به دنیا میاد یه دستش مشت بوده یکیش بیلاخ

مشتشو باز می کنن می بینن توش قرص ضد حاملگیه!


یه ترکه میره خواسگاری ، مامانش میپرسه چه طور بود؟ پسره می گه قد وقامتش که خوب بود حالا ببینیم استقامتش چطوره!!!


لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ان ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت ميكنه، ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!!


ازیه کونی ميپرسن: دوست داري تو آسيا كدوم تيم برسه به جام جهاني؟ ميگه: خوب معلومه ايران. ميپرسن: بخاطر وطن پرستي ميگي ايران؟ ميگه: نه بابا، آخه تا برسه جام جهاني آدمو ميگـاد!



عبادت بجز خدمت خلق نيست --- به تسبيح و سجاده و دلق نيست
عبادت بجز خدمت خلق نيست --- به جز کونی و جنده و جلق نيست

عجله، كار شيطونه
عجله، كار جنده است

عقل كه نيست جون در عذابه
کس که نباشه کیر در عذابه

آب از دستش نميچكه
آب از کیرش نميچكه

آب پاكي روي دستش ريخت
آب کیرش روي دستش ريخت

آدم تنبل، عقل چهل وزير داره
جنده ی خوشگل پول چهل وزير داره


از تركه مي پرسن:اهل كجايي؟
مي گه:يو-اس-آ مي گن:چرا خالي مي بندي. تو كه لحجه امريكايي نداري! مي گه: من گفتم يو-اس-آ... يعني:يونجه زارهاي سرسبز آذربايجان


ترکه میره توالت میگوزه وقتی میاد بیرون میبینه چهار تا دختر دارن نگاهش میکنن برای اینکه ضایع نشه میگه ببین چه مر دمی پیدا میشن میگوزن آب نمیریزن بره


به رشتیه میگن زنتو با 10تا مرد تو پیکان دیدیم .. میگه :ایـــــــــــــــــــــــــول ظرفیت پیکان

نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: جوک و سرگرمی | لینک ثابت |
جک
شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 21:6
suck in other language
هندی: دولاهه لیساهه
روسی: دودولوف بخوروف
ژاپنی: کیرومیشی مکو مکی
عربی: تناولل الکیر
ایتالیایی: دودولینو بلیسینو
فارسی: بیا کیرمو بخور

 


هفته اولی دوستی: دوستم داشته باش ولی بهم دست نزن.
هفته دوم دوستی: دست بهم بزن ولی بوسم نکن.
هفته سوم دوستی: بوسم کن اما منو نکن.
هفته چهارم دوستی: منو بکن اما فراموشم نکن.

 


قانون صد و یازدهم نیوتن:
اگه فردی سه برابر وزن خود به حجمی نیرو وارد کند قطع به یقین میگوزد

 


یه بنده خدایی میره خواستگاری... پدر عروس می پرسه...
پدر عروس: اقا خودت بگو خلافت چیه؟
خواستگار: ادامس زیاد می خورم
پدر عروس: فقط همین برای چی؟
خواستگار: اخه میگن بوی سیگارو از بین میبره.
پدر عروس: مگه شما سیگار میکشین؟
خواستگار: بله اخه میگن گیرایی تریاک رو زیاد میکنه.
پدر عروس: مگه شما تریاک میکشین؟
خواستگار: اره اخه قبل از کس کردن کمرو سفت میکنه.
پدر عروس: مگه شما کس هم میکنین؟
خواستگار: اره همیشه که نمیشه کون کرد

 


تيمساره از سرهنگه مي پرسه؟ من ترتيب زنمو دادم، انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟ سرهنگه
مي گه: نمي دونم. تيمساره مي گه: خاک بر سرت. مي رسه به يه سربازه و همون سوالو مي کنه؟ سربازه جواب مي ده: انجام وظيفه، تيمساره مي گه: آفرين، از کجا فهميدي؟ سربازه مي گه: آخه قربون اگه بيگاري بود، مي دادين
به ما


يه آقايي براي تسليت گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به تازگي زنشو از دست داده بوده ولي اشتباهي مي ره خونه آقايي که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي مي گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد مي داد و تازه هرکي مي رسيد، مي پريد روش

 


ترکا به يه دونه شلوار لي ميگن: ليوان (لي وان)!
به دوتا شلوار لي ميگن: لي لي
به سه تاش ميگن: تريلي!
به چهارتاشلوار لی ميگن: چارلي!
به پنج تاش ميگن: لي لي تو تريلي!
به شيش تاش ميگن: لي لي با چارلي!
به هفت تاش ميگن: خيلي

 


نيروي انتظامي به يك رشتيه گير ميده كه تو ميخواستي اين بچه رو بكني. رشتيه ميگه: قربان اين حرفا چيه؟! من خودم بچه كونيم!!!

 


رشتيه با رفيقش رفته بودن خريد، ميبينن دم در يك فروشگاه بزرگ نوشته: "سكس مجاني و جوايز نفيس (با خريد بيش از ده‌هزار تومن كالا)". خلاصه كلي حال ميكنند و ميرن تو اونقدر آت و آشغال ميخرن تا آخر ده‌هزارتومن رو رديف ميكنن، بعد خوشحال و خندان ميان دم صندوق حساب ميكنند و ميگن: خوب اين سكس مجاني ما چي شد؟ صاحب مغازه ميگه، شما يك عدد بين يك تا ده انتخاب كنيد.. رشتيه ميگه: هفت. مرده ميگه: متاسفانه عدد امروز واسه سكس مجاني هشته، جاييزه عدد هفت يك فندكه! خلاصه رشتيه فندكشو ميگيره و با حالِ گرفته مياد بيرون، رفيقش بهش ميگه: فكر كنم اين جريان سكس مجاني خالي بندي باشه. رشتيه ميگه: نه بابا من و تو شانس نداريم... خانوم من تاحالا سه بار برنده شده!!!

 


نصيحت پسرا به دخترا :
به دو چيز دل نبندين :
به پرده بكارت كه به يه چيز راست بنده!
به مهريه كه به تخم چپ بنده!

 


پس ازكارشناسي كارشناسان علت سقوط هواپيماي سي 130 مشخص گرديد :كارشناسان متفق القول اظهار داشتند يه تركه مي خواسته سه راه آذري پياده شه

نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: جوک و سرگرمی | لینک ثابت |
جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک جک
شنبه هفدهم فروردین 1387 ساعت 0:20
با عرض پوزش از ترک هاي عزيز و گرامي :ترک را تعريف کنيد ؟؟؟؟ جانداريست دو پا با دستاني بلند و کشيده ، بچه زاست ، بربري خوار است و در هنگام بلوغ بين 5/2 الي 3 متر قد مي کشد ، توانايي درک هيچ زبان زنده دنيا را ندارد ، به علت خالي بودن مغز بسيار سبک است ، ذاتا بار بر است ، در هنگام حمله به طور غريزي لبهايش را به دندان ميگيرد و گونه ي قزويني از خطر ناک ترين گونه ی آن ميباشد


وزارت ارشاد اعلام كردشعر اتل متل به دلايل زير غيرمجاز است کلمه پستون، کشور بيگانه هندوستان، زن کردي،کلاه قرمزى وترويج بدحجابي.

شعرصحيح: اتل متل انرژىهسته اى، گاورا چرا بسته اى، هم شيرداره هم آستين، شيرشوبردن فلسطين، بگيريک زن راستين، اسمشوبذار حکيمه، که چادرش ضخيمه
 
 

ماه رو نگاه کردي؟ کنار عکس خميني که تو ماه افتاده نوشته شده انرژي هسته اي حق مسلم ماست
 
 
نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: جوک و سرگرمی | لینک ثابت |
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 20:27
تركه آبش نمي‌يومده جلوي كيرش پياز خورد مي‌كنه



تركه ميپرسن نظرت درباره گوز چيه ؟ميگه : من فكر ميكنم يه چيزي شبيه گردن بند باشه . ميگن چرا ؟ ميگه چون هركي ميگوزه ميندازه گردن من



کاندوم به نوار بهداشتی :اه! باز تو یک هفته من رو بیکار کردی

نوار بهداشتی: اما اگه جناب عالی کارتون رو درست انجام ندید من 9 ماه بیکار میش




نگهبان بهشت خبر مياره که ک؟ون همه ی حوريا پاره شده، خدا ميگه واسه چی؟

نگهبان ميگه : شهدایه قزوينو اورد



دانشمندان پی بردند که کونی ها یک ساعت قبل از زلزله از وقوع آن با خبر میشوند....

مردونه هوای ما رو داشته باش



نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: جوک و سرگرمی | لینک ثابت |
جك و...................
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 20:14
داستان رستم و سودابه



شبي فردوسي خواب زشتي بديد ---------- سراسيمه از خواب خوش بپريد

بديدا كه شرتش شده بس غني ---------- ز آب سفيد و غليظ مني

كتاب بزرگ خودش باز كرد ------------- ز رستم سخن گفتن آغاز كرد

برايت كنم نقل اين داستان ------------ كه آن پهلوان رستم سيستان

حشر شد شبي كير خود كرد راست -------- دو لنگش هوا كرد و دختر بخواست

پر مرغ خود را به آتش كشيد -------- پس از مدتي مرغش آمد پديد

بدو گفت كاي مرغ زيباي من --------- تمام سرت لاي پاهاي من

بسي رخش خود كردم اين سالها -------- بماليدم او را كس و يالها

بقدري كه كردم توي كس رخش -------- شده كس رخش از وسط بخش بخش

هم اكنون ز هاماوران وز شهر و دشت ----- ز توران و ايران و گرگان و رشت

بگرد و برايم زني برگزين -------- كه كونش نمايان شود پشت زين

بدو گفت سيمرغ كاي پهلوان ------ اگر داشته باشي تو جا و مكان

برايت نظر دارم اينك زني -------- كه گر بيني او را بپاشي مني

من اينك روم پس تو بركن لباس -------- ز مرغت مبادا شوي ناسپاس

ولي قبل از آن چيزي از من بگير -------- كه در شهر زابل كِشندش به كير

به آن چيز كاندوم لقب داده‌اند -------- براي زناني به است كز عقب داده‌اند

بگير و بكش بر سر كير خود -------- ز دوشت بيانداز نيزه و تير خود

برفت مرغ و رستم هراسان بشد -------- پس از مدتي لخت و عريان بشد

در افكار خوش روح او پر بزد ---------- به ناگه كسي حلقه بر در بزد

در را باز كرد و ديدا كه او ------------ همان دختر شاه پرورده گو

زن سال و زيباي توران زمين -------- با آن پيكر تركه و نازنين

همان دختر شاه هاماوران --------- كه آوازه‌اش رفته تا آسمان

هماني كه سودابه نامش بود -------- هماني كه كاووس رامش بود

كنون آمده كس به رستم دهد ---------- به كير تهمتن همي لم دهد

بدو گفت رستم كه اي جان من -------- فدايت همه عشق و ايمان من

بيا تا كست را بليسم همي -------- همي آب رويت بريزم همي

ببست اسب خود را نزد رخش قوي ------ ميان درخت سپيدار و سرو سهي

خودش را بيانداخت بر روي تخت -------- برايش تهمتن در آورد رخت

نخست كرست ساخت زابلستان ------ سپس شرت پشمين كابلستان

در آورد و پستان سودابه ديد ------- بترسيد و از جاي خود بپريد

كه اي دختر شاه هاماوران --------- نديدم چنين سينه‌اي تا الان

به پستان سودابه دستي كشيد -------- در كون سودابه شستي كشيد

نگاهي بزد كس سودابه ديد --------- به كيرش سپس كاندوم اندر كشيد

به سودابه فرمود تا پيش او ---------- كَند از كسش پرده و پشم و مو

سپس كير خود كس سودابه كرد ------ بشد رنگ سودابه از درد زرد

بدو گفت سودابه اي پهلوان ----------- برايت بليسم كنون دنبلان

به كير تهمتن بشد حمله ور -------- بگفتا كه كيرت بود كير خر

دهان بزرگ خويش باز كرد --------- به يكباره ليسيدن آغاز كرد

بپاشيد آب رستم بسي با شتاب -------- دهانش بشد پر چو درياي آب

به فرياد سودابه مي‌گفت آه --------- شنيدند همه اهل بازار گاه

گروهي از آن خايه مالان شهر ----- كه از خايه مالي ببردند بهر

رساندند خبر سوي كاووس شاه ------ هراسان بشد زهره و تير و ماه

همه برده سر در گريبان فرو -------- كه شاه و تهمتن شوند روبرو

دل شه همي از زنش تيره گشت ------ به اطرافيانش دمي خيره گشت

به روي سمندش نشست و برفت ------ همي ماند از كار گيتي شگفت

پس مدتي شه به مقصد رسيد --------- ولي زين و اسب تهمتن نديد

در خانه بگشود و سودابه ديد -------- ز نا راحتي جامه از تن دريد

تهمتن به گه خوردن افتاده بود -------- شد كس سودابه خيس و كبود

تهمتن به كاووس گفتا ببخش -------- از اين پس مجدد كنم كس رخش

ببخشود شاه و با خشم گفت --------- مبادا شوي با زنم باز جفت

تهمتن سپس توبه كرد و بگفت -------- كه دارد بسي دردسر كس مفت


کل کل دو عزیز.................


انرژی:
هوس کردم تو را از کون بگایم ... دَرَت را با دلی پر خون بگایم
اگر مانند لیلی ناز کردی ... تو را از جانب مجنون بگایم
کنون برخیز و بر لب آر لبخند ... نشاید تا تو را محزون بگایم
کلید خانه ی خالی به دست است ... ولی خواهم تو را بیرون بگایم
بترکد چشم همسایه زحسرت ... اگر در سایه ایوون بگایم
نخواهی گر مرا بر تو هرج نیست ... روم حمام با صابون بگایم
منم در انتظار پاسخ تو ... اجازه گر دهی اکنون بگایم

لیلی:
ز گاييدن روا گردد مرادت؟.................نكردي تو به سختي هيچ عادت؟
اگر روزي نكردي يك كوس تنگ...........دگر چيزي نسازد هيچ شادت؟
تمام زندگي " كردن " نباشد..............كمي تنگ كي شود كون گشادت؟
انرژي جان مشو دلتنگ از من............فقط شعر ي است از بهر جوابت

انرژی:
تو را در شعر بالا، جان لیلی ... نباشد هیچ منظوری و میلی
مراد ما بود لیلی دیگر ... که مجنون را اذیت کرد خیلی
تو لیلی جان مترس از شعرهایم ... نساز از اشک چشم خویش سیلی
اگر منظور بر کون تو باشد ... زند بر کیر من نیش رتیلی
مرا خوشتر بود از قنبل تو ... چپانم کیر در پشت تریلی

لیلی:
نگفتم تو مرا گفتي ليلا........................ولي ليلا نباشد بهتر از ما
لوند وعشوه گر،ناز وملوسم...................كه د ردنيا نباشد بهر من تا
هميشه بر لبم خنده نشستس...............ولي چشمم پر از راز است و رمز است
لبم را لب نگو ياقوت لعل است.................درون ديده ام دريا نهان است
جنيفر لوپزش را هيچ دانم......................رتيلت گر زند آن هم به كانم
كني كير خودت را در تريلي ....................ازيرا قنبل من را نديدي

انرژی:
يار گر مثل تو باشد به دو پیرزن نخرم ... ناز گر ناز تو باشد سر سوزن نخرم
چشم لوچت دلم از دیدن دنیا بزند ... دهن گند تو را بهر چریدن نخرم
کس کیریت گشاد است چو دروازه ی غار ... کل دروازه به یک ثانیه کردن نخرم
لب تو گر لب لعل است، چٌسم بر لب لعل ... کون اگر کون تو حتی واسه ریدن نخرم
مختصر گر بشود جمع همه هیکل تو ... من تمامیش به یک دانه ی ارزن نخرم

لیلی:
موي مرا نديده اي، طعنه زني به روي من
لعل مرا چشيده اي؟ گنده دهي جواب من
ناز مرا كشيده اند گل پسران خوبروي
تا كه نصيبشان شود از تن من عطر و بوي
من كه خودم نگفته ام ....جار زنند كو به كوي
به بود از براي زن هيكلي همچو هيكلم
گر زني اندر سر مال جان پسر نيست خيال
قصه گوشت و گربه است نمي شوم از تو ملال


انرژی:
لعل تو را چشیده ام، بوی پیاز میدهد ... شعر تو بیت بیت آن، درس نیاز میدهد
هیکل چاق و فربه ات، گوشت اگر چه باشدی ... گربه وحشی مرا، حس گراز میدهد
گل پسران خوبرو، کس خل و کف نموده اند ... ور نه تو را چه عاقلی، مهلت ناز میدهد؟!
جار زنند کو به کو! وه چه خراب گشته ای ... غره مشو! که این نشان از ته باز میدهد
کل کل ما چو سر رسد، لیلی بیست را نگر... بر سر کیر گنده ام، نشسته گاز میدهد


لیلی:
دگر من خود نگويم هيچ پاسخ
ولي هستم به حرف خويش راسخ
اگر با ما نبودت هيچ ميلي
چرا كردي خطابم تو كه: ليلي
كوس كيريه تو از بس گشاد است
درون آن رود بار تريلي
به روي من چسيدي و تو ريدي
ولي حسن خوش من را نديدي
به از ليلي فراوان بود در شهر
ولي ليلاي بيست هستم فقط من
نه تنها بيست بلكه صد هزارم
كه د ردوستي دمادم پايدارم
رضا را چون پسنديدم در اين سايت
بدادم من به او pm به كرات
دگر ندهم جواب هيچكس را
وليكن دوست مي دارم شما را
كني گر تو برايم قيل و فرياد
اگر فهمد رضايم مي زند داد
كه: تو اي nuclear از بس پليدي
ز ليلاي گلم زين سان رميدي
نگو زين پس چنين شعر درشتي
اگر نبود به قلب تو پلشتي
بود ليلاي من چون ماه تابان
صدايش جان دهد بر هر چه بي جان
نمي داني لبش آن لعل ياقوت
بود در طعم و مزه همچو شاتوت
Lili را گردني همچون بلور است
و درياي نگاهش پر غرور است
دو پستانش چه گويم من كه چون است
دلم همچو انار بهرش به خون است
ميان باريك و همچو سرو بالا
زدم ليسي ميان هر دو پا را
كوسش شيرين و پر آب و لعاب است
وليكن تنگي آن بي حساب است
به جاي راه رفتن مي خرامد
نگاهم را به جايي مي كشاند
همانجايي كه من حسرت به جانم
كه تا اين كير در كونش چپانم
چنان گرم و صميمي، مهربان است
كه روح من بدنبالش روان است
منم در شهر ديگر، او به تهران
در اندوه فراغش مي كنم جان
چه سازم چونكه خرما بر نخيل است
ز دوري قلب او چون من غمين است
كنون اي nuclear بشنو ز ليلي
كه جنبه دارد او بسيار و خيلي
بيا تا دست دوستي بر فشاريم
به جاي آن كه كون هم گذاريم
در دوستي هميشه باز باز است
كسشعر است كه كير تو دراز است
تريلي را ولش كن جان خواهر
بكن فكري براي كسب همسر
اگر شيرين، ترش يا كه ملس هست
خيالت راحت است هر شب يه كوس هست
دهانش را به گاييدن كشاني
و كونش را به فيضي مي رساني
دگر بر مي كشي دست از سر من
چو در خانه زند فرياد يك زن


انرژی:
ناز کمتر کن که می ترسم کست پاره شود ... شوهر نادیده ات آنگاه بیچاره شود
با رضا خوش باش، در هر ثانیه پی ام بده ... گر رضا باشی، به او هر روز و شب دائم بده
ما حسادت در مرام خویش دور انداختیم ... هر که حسی از حسادت داشت بر او تاختیم
گر تو خوش داری چنان ما شکر صد باره کنیم ... نیک میدانیم چون بر کیر خود چاره کنیم
کیر ما گر سیخ شد بهر تو دیگر کیر نیست ... لایق آن کیر چیزی غیر یک شمشیر نیست
ننگ بر کیرم اگر یک لحظه بر تو بنگرد ... مرگ بر دولم اگر دل بر لوایت بسپرد
آن که من هرگز نمی خواهم بگایم لیلی است ... بهر او یک پشم از تخم چپم هم خیلی است

لیلی:
تر شعر مرا چو بشنوي حرف بس است
حرفت چو حساب نيست پس حرف بس است
ياسين خواندن به گوش خر را ماند
در خانه اگر كس است يك حرف بس است


انرژی:
توانا بود هر که دانا بود ... هر آنچه که گفتیم بیجا بود
نه من آن چنانم که تو گفته ای ... پسر مثل من شوخ، یکتا بود
نه تو آن چنانی که من گفتمی ... پری دختری کم چو لیلا بود
الا شاعر ساکت آویزون ... تو را کِیف بیش از تماشا بود...
اگر چهره خلق خندان کنی ... ثواب از بر دین و دنیا بود



لیلی:
به هر زيبا رخي از جنس ليلي ......... كه مي سازد دلم آشفته خيلي
ولي يك پند را از من تو بشنو .......... مگوييد در مضامين نام ليلي
كه همچون جن و بسم اله به ناگه ......نصيبتان شود يك شعر ليلي
چنان توفنده و توپنده آيد................. تو گويي آمده يك گله فيلي
بكرده تجربه اين را انزژي.................كه در شعرش نگويد نام ليلي

انرژی:
دوباره قصد کل کل داری امشب ... دلی تنگ مسلسل داری امشب
سر تسلیم آوردی فرو دوش ... تو گویا لیلی انگل داری امشب


لیلی:
بكن اي نكته را شاعر فراموش
"سر تسليم آرم من فرو دوش"
ترا رو كم كنم با شعرهايم
خفه سازم ترا من زير يك دوش
اگر اينها نسازد چاره كار
چپانم من ترا در حلق يك موش
اگر باشد به كون ليلي انگل
چرا تو مي كني انگشت هي توش
به جاي كل كل و زنگ مسلسل
بكن شورت و بيا بپر تو هم روش


انرژی:
در خواب ببینی که مرا یک روزی
رو کم کنی از آتش شعر افروزی

گر شعر همان است که تو میگویی
حقا که به شعر و شاعری میگوزی


لیلی:
آنكه ميگوزد به شعر و شاعري nuclear است
آنكه فكر كرده كه گشته شاعري nuclear است
آنكه مي گويد صدها هزل در يك قطعه شعر
شعرهايش را دهم با شعر جواب nuclear است

انرژی:
لیلی اگر تو شاعری، من میروم تا گردنه
یک چند چوپانی کنم، ما را به اینجا سننه

تِر میزنی با مِعر خود، بر فرق شعر و شاعری
باید تو را نامیم با این طبع "گوز السلطنه"


لیلی
:
گويي كه رَوي تو تا سر گردنه ها
تا اينكه رها سازي بادي آنجا
آندم آيد ترا به سر يك شعري
زين رو گويند ترا "گوز الشعرا"


انرژی:
کس به سگ اندر فکن که کیر انرژی
دوست ندارد کس زنان بلا را

شعر سرودن نه کار همچو تو باشد
تو بهتر است لیس زنی کیر رضا را

لیلی:
با شعر خودت مرا تو سخت آزردي
قلبم بشكستي، مرا اشك به چشم آوردي
گر شعر تو پاسخي است بر شعر ليلي
اي دوست به حرف بد چرا رنجاندي؟


تست كنكور سال 87 لو رفت
تستهای علمی-تفریحی


1-مساحت دایره چقدر است؟


الف)2متر


ب)2ونیم متر


ج)بیشتره


د)صبر کن بپرسم
2-سرعت نور چقدر است؟


الف)خوب است


ب)بد نیست


ج)شما چطوری؟


د)چه خبر؟
3-کدام عبارت زیر باید فیلتر شود؟


الف)Cos X


ب)Sin2 X*2


ج)Cot X


د)Tg 3X
4-کدام دانشمند جاذبه زمین را کشف کرد؟


الف)نیوتن


ب)کیلوگرم


ج)متر بر مجذور ثانیه


د)نیترات مس
5-ماری کوری کاشف چه بود؟


الف)اورانیوم


ب)آلومینیوم


ج)آلمانیوم


د)لویی پاستور
6-در بیت زیر چه صنعتی به کار رفته است؟


«بی وفایی،بی وفایی،دل من از غصه داغون شده...»


الف)ایهام


ب)صنعت نفت


ج)صنعت پتروشیمی


د)صنعت آبکش سازی
7-شاعر قرن دوازدهم؟


الف)هاتف اصفهانی


ب)ابی اصفهانی


ج)اندی اصفهانی


د)سیاوش قمیشی اصفهانی
8-فعل خوردن را صرف کنید؟


الف)چشم


ب)صرف شده


ج)میل ندارم


د)نوش جان
9-یکی از وسایل مربوط به فیزیک که در عینک،تلسکوپ و میکروسکوپ هم به کار میرود؟


الف)عدسی


ب)کاچی


ج)فرنی


د)لوبیا با دوغ
10-دانشمندی که بین بار الکتریکی و جرم الکترونها و سرعت حرکت آنها رابطه ای نوشت؟


الف)تامسون


ب)واشنگتنی


ج)بمی


د)شهسواری
11-شاخه ای از علم فیزیک؟
الف)مکانیک


ب)باطری سازی


ج)بوستر سازی


د)کمک فنر سازی
12-نویسنده«منطق الطیر»کدام شاعر است؟


الف)عطار نیشابوری


ب)نجار نیشابوری


ج)سمسار نیشابوری


د)کوپن فروش نیشابوری
12+1-یکی از اشکال ماده؟


الف)گاز


ب)یخچال


ج)بخاری


د)ماشین ظرف شویی
14-نام دیگر اسید فرومیک؟


الف)جوهر مورچه


ب)جوهر مورچه خوار


ج)جوهر پلنگ صورتی


د)جوهر تام و جری
15-نام گازهای سرد کننده یخچالهای قدیمی؟


الف)فرعون(فرئون)


ب)نمرود


ج)ابرهه


د)خسروپرویز
16-نام دیگر گازهای بی اثر مثل هلیم،نئون...؟


الف)گازهای نجیب


ب)گازهای سر به زیر


ج)گازهای باوقار


د)کلا بچه های خوبی هستن

تستهای فرهنگی هنری


1-هنرپیشه معروف سینما کیست؟


الف)محمد رضا گلزار


ب)محمد رضا علفزار


ج)محمد رضا گندمزار


د)محمد رضا دشت
2-هنرپیشه مرحوم سینما؟


الف)رضا ژیان


ب)رضا ماکسیما


ج)رضا فولکس


د)رضا خاور
3-هنرپیشه مرحوم فیلم ممل امریکایی؟


الف)نعمت ا...گرجی


ب)نعمت ا... ساقه طلایی


ج)نعمت ا... شیرین عسل


د)نعمت ا...مینو
4-هنرپیشه زن معروف سینما؟


الف)هدیه تهرانی


ب)کادوی تهرانی


ج)چشم روشنی تهرانی


د)قابل نداره تهرانی
5-بازیگر چشم قشنگ سینما و تلویزیون؟


الف)پارسا پیروزفر


ب)فارسا فیروزپر


ج)پارسا پیروزپر


د)فارسا فیروزفر
6-یکی از آهنگهای منصور؟


الف)دیوونه


ب)خل


ج)منگل


د)خبر ندارم!
7-خشایار اعتمادی به چه سبکی میخونه؟


الف)پاپ


ب)اسقف


ج)راهبه


د)موبد
تست های ورزشی


1-مربی و بازیکن اسبق پرسپولیس؟


الف)علی پروین


ب)علی شهین


ج)علی مهین


د)علی دنبه
2-کشتی گیر گردن کلفت ایران؟


الف)عباس جدیدی


ب)عباس قدیمی


ج)عباس نیو


د)عباس آپ تو دیت
3-تیم فوتبال آبادانی؟


الف)نفت آبادان


ب)بنزین آبادان


ج)گازوئیل آبادان


د)استقلال اهواز
4-باشگاه انگلیسی؟


الف)میدلزبرو


ب)میدلزبیا


ج)میدلزبودی حالا


د)میدلز پاشو برو گمشو
5-بازیکن بوسنیایی سابق بایرن مونیخ؟


الف)حسن صالح حمیدزیچ


ب)حمید صالح حسنزیچ


ج)حسن حمید صالحزیچ


د)بابا چند نفر به یه نفر؟؟؟
6-دروازه بان انگلیس در جام جهانی 1998 فرانسه؟


الف)دیوید سیمن


ب)دیوید سیمثقال


ج)دیوید سیگرم


د)دیوید سیتن
7-مهاجم سالهای دور منچستر یونایتد؟


الف)اندی کول


ب)اندی سرشونه


ج)اندی ساق پا


د)اندی مرسی هیکل
8-مهاجم تیم ملی هلند و آرسنال؟


الف)دنیس برگکمپ


ب)دنیس اروین


ج)دنیس وایز


د)دنیس تریکو
وقت شما به پایان رسید.لطفا مانیتورهای خود را بالا بگیرید!

نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: جوک و سرگرمی | لینک ثابت |
جک
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 0:44

فقط همين امشب

يك خانم و يك آقا كه سوار قطاري به مقصدي خيلي دور شده بودند، بعد از حركت قطار متوجه شدند كه در اين كوپه درجه يك كه تختخواب دار هم ميباشد ، با هم تنها هستند و هيچ مسافر ديگري وارد كوپه نخواهد شد.

ساعتها سفر در سكوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتني بافتن بود.

شب كه وقت خواب رسيد خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پايين را اشغال كردند. اما مدتي نگذشته بود كه خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشيد! ميشه يه لطفي در حق من بفرماييد؟

- خواهش ميكنم!

- من خيلي سردمه. ميشه از مهماندار قطار براي من يك پتوي اضافي بگيريد؟

- من يه پيشنهاد دارم!

- چه پيشنهادي؟

- فقط براي همين امشب، تصور كنيم كه زن و شوهر هستيم.

زن ريزخندي كرد و با شيطنت گفت:

- چه اشكال داره ، موافقم!

- قبول؟

- قبول!

- خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگير. من خوابم ميآد. ديگه هم مزاحم من نشو


چرا عزيز، بيا بغلم

نوجوون كه بودم اغلب آخر هفته‌ها اگر پا مي‌داد مي‌رفتيم كوه، دركه يا دربند كه البته با شكل و فضا واتمسفر الان بسيار متفاوت بود. البته الان كه مي‌گم يعني 5-6 سال پيش كه ديدم. به هر حال يه ماجرايي كه از اولين دفعاتي كه كوه رفتم هميشه تو ذهنم هست اينجا مي‌گم

تو كوه كه بالا مي‌رفتي، اغلب با چند نفري سرعتت يكسان مي‌شد و تقريبا خيلي از مسير را باهم مي‌رفتين. دو تا پسر نوجوون ديگه شر و شلوغ هم تقريبا يك بيست دقيقه‌اي نزديك ما بالا مي آمدند و البته چندين نفر ديگه هم با ما هم سرعت بودند.خيلي بامزه بازي در مي‌آوردند و بيشتر لوده‌گي (و شايد كلمات يه كم غليظتر بايد بكار ببرم) به هرحال هيچ موجود جاندار و بي جاني را تو اين مسير بي نصيب نگذاشته بودند. تا اينكه رسيديم به جايي كه يك ديواره سنگي با ارتفاع تقريبي سي متر بود و آقايي حدودا سي ساله داشت بدون وسيله از ديواره بالا مي‌رفت و تقريبا نيمه بالاي مسير بود. به اينجا كه رسيدن و اون را ديدند گفتند

ئه اينو چه .... داره

اون يكي گفت خيلي ...خله

بعد يكي‌شون بلند داد: هي آقا كمك نمي‌خواهي

و هر دو خنديدند

يارو خيلي با خونسردي گفت :چرا عزيز، بيا بغلم

 تمام نفراتي كه با ما اين مدت بالا مي آمدند، مرده بودند از خنده. اون بنده خداها هم ديگه جيكشون در نيامد و كم كم شل كردن  كه عقب بمونن.


دروغ هاي سيزده به مناسبت سيزده بدر

آخر داستان مرد هزار چهره لو رفت

آخر داستان مرد هزار چهره لو رفت ؛در قسمت آخر آقاي شصت چي ماشينشو تحويل ميگيره ؛ توي راه برگشت به شيراز با ماشين رئيس جمهور تصادف ميكنه ؛ رئيس جمهور ميميره ؛ شصت چي اشتباهي ميشه احمدي نژاد ؛ الان دو ساله رئيس جمهوره و هر كاري ميكنه ميگه به به ؛به به

مهران مديري بازداشت شد

در طي ساعات اخير اخباري در ارتباط با بازداشت آقاي مهران مديري، كارگردان و بازيگر سينما و تلويزيون منتشر شده است. ظاهرا آقاي مديري در مراسم جشني كه به مناسبت 13 امين روز سال تدارك ديده بودند توسط نيروي انتظامي جمهوري اسلامي بازداشت شده اند. گفته مي شود در اين مراسم كه در منزل آقاي مديري برگزار شده است مشروبات الكلي به سرو شده و همچنين خانم هاي شركت كننده در مراسم از پوشش نامناسبي برخوردار بوده اند.

برخي اعتقاد دارند كه دليل اصلي اين بازداشت، انتقادات شديد آقاي مديري به سيستم اداره كشور و خصوصا آقايان احمدي نژاد، رفسنجاني و خامنه اي بوده است. اخيرا آقاي مديري در سريال نوروزي خود به نام “مرد هزار چهره” انتقادات بسياري را به صورت غير مستقيم و مستقيم به مقامات سياسي كشور ايران وارد كرده اند.

اخبار تكميلي به زودي منتشر خواهد شد.

درخواست طلاق همسر رئيس جمهور ايران از دكتر احمدي نژاد

ساعاتي پيش همسر دكتر احمدي نژاد از دكتر احمدي نژاد درخواست طلاق كرد.
صفار هرندي:سنتوري از فردا در تمام شهر ها اكران مي شود
صفار هرندي وزير ارشاد با اعلام خبر اكران فيلم سنتوري ساخته مهرجويي در تهران و تمام سينماها اعلام كرد:مهرجويي عزيز ماست و ما ارادت خاصي نسبت به ايشان داريم!وي افزور ما ديديم اين فيلم بهتر از فيلم فتنه مي باشد!

اگاهان اعلام كردند هدف وزارت  فرهنگ و ارشاد اسلامي به حاشيه بردن فيلم غير اسلامي فتنه مي باشد!

و خرده دروغ هاي ديگر

1- احمدي نژاد بابت سياستهاي غلط دولت در دو سال و نيم گذشته عذر خواهي كرد.

2- با مجوز وزارت ارشاد، كنسرت ابراهيم حامدي در محوطه عمارت چهل ستون برگذار مي شود.

3- فاز اول نيروگاه اتمي بوشهر افتتاح شد.

4- اسامه بن لادن دستگير شده و به زودي محاكمه خواهد شد.

5- روزنامه هاي توقيف شده در 10 سال گذشته رفع توقيف، و از روز شنبه مجاز به انتشار شماره جديد خود هستند.

6- دانشگاه آزاد اسلامي اعلام كرد: سال آينده از مدرسان داري مدرك پايين تر از دكتري استفاده نخواهد كرد.

7- در راستاي عادي سازي روابط ايران و آمريكا، سفير آمريكا وارد تهران شد.

8- احمدي نژاد در ديدار سفير آمريكا گفت: روابط ايران و آمريكا، ريشه دار، مستحكم و خدشه ناپذير است.

9- انوشه انصاري اعلام كرد در 31 مارس سال آينده به مريخ خواهد رفت.

10- تيم استقلال تهران صدر نشين جدول  ليگ برتر شد.

11- اسرائيل از اراضي اشغالي كرانه باختري رود اردن عقب نشيني كرد.

12- محمود عباس: تا سه ماه ديگر دولت مستقل فلسطيني اعلام وجود خواهد كرد.

13- از سوي شوراي نگهبان نتايج انتخابات تهران باطل اعلام شد.

14- حسين شريعتمدار در سرمقاله امروز كيهان از قانون انبساطي بودجه سال 87 به شدت انتقاد كرد.

15- آنجلينا جولي رسماً با برد پيت ازدواج كرد.

16- وزير ارتباطات: فيلترينگ اينترنت از ماه آينده فقط شامل سايتهاي غير اخلاقي خواهد شد.

17- دولت امارات از ادعاي كذب خود مبني بر مالكيت جزاير ايراني را پس گرفت.

18- سازمان مديريت برنامه و برنامه ريزي مجدداْ احيا شد.

19- اولين شبكه تلوزيوني خصوصي در ايران راه اندازي شد.

20- مهدي كروبي از كانديداتوري خاتمي در انتخابات رياست جمهوري آينده استقبال كرد


دزد ناشي و صد دلاري تقلبي آمريكايي

يونايتد پرس گزارشى دارد از دزدى كه شايد شما را هم مثل من به ياد جوك هاى سالهاى دبستانتان بياندازد .

پليس اورژانس شهر 'مسا' در ايالت اريزونا ديروز تلفنى داشتند از يك فروشنده كه بيايند و مردى را كه بيهوش در وسط مغازه اش افتاده بود از آنجا ببرند . داستان از اينقرار بود كه مردى به مغازه جواهرفروشى اقاى اسكات مارتين مراجعه كرده بود و پس از انتخاب يك ساعت دويست دلارى، دست در جيبش كرده بود تا بهاى ساعت را با پول نقد بپردازد، كه عبارت بود از دو اسكناس صد دلارى . اما اقاى مارتين ، فروشنده، پس از ديدن اسكناس ها اعلام كرد كه حاضر به فروختن ساعت به ان مرد نيست، چرا كه به عقيده وى اسكناسهاى وى تقلبى بودند . مرد خريدار پس از اينكه كه از قانع كردن اقاى مارتين به جعلى نبودن اسكناسهايش نااميد شد تصميم به استفاده از زور گرفت، و در اينجا بو د كه اقاى مارتين مجبور شد تفنگ شوك دهنده خود (Taser) را بيرون بكشد و دزد ناشى و بد شانس را با شوك الكتريكى نقش زمين گرداند و سپس پليس را خبر كند .

اما در طى تحقيقات اقاى مارتين به ماموران توضيح داد كه چطور فقط با ديدن ان اسكناسها متوجه تقلبى بودن آنها شده بود: صد دلارى هاى دزد ناشى عكسى از ابراهام لينكلن بر خود داشتند ، در حالى كه همه ميدانند كه عكس ابراهام لينكلن تنها بر روى اسكناسهاى پنج دلارى چاپ ميشود.

نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: جوک و سرگرمی | لینک ثابت |