یه نام خدا
سلام عرض شد خدمت دوستان خودم یه کی از بینندگان عزیز برامون کلی شکاییت داشتن که اقا چرت و پرتا چیه میذارین و چند تا از نفرین های دخترونه هم روش گذاشته(خدا ذلیلت کنه ذلیل مرده خدا نسلتونو ......... اره ) دلیل نوشتن این چرتو پرتا به خدا فقط شوخی و منظوری ندارم حالا نمیدونم این دوست عزیز چی برداشت کرده به هر حال شرمندم اگه به فرد خاص یا قومی توهین کردم (غلت کردم)![]()
اینم متن دوست عزیز(vaghean moteasefam vase saitet ba tafakoratet.eslah talabi na?eine bache anjomania harf mizani.felan k khoda ro shokr pozeye hamaton b khak malide shod.)
سوتي هاي كامپيوتري/اينترنتي از نوع ايراني
اول اين رو بگم كه اينها مطالبي هست كه از زبان مسئولين و يا پشتيبانان ISP ها (سرويس دهنده هاي اينترنت) و يا فروشنده ها گفته شده است.
www.google.com)
2. طرف زنگ مي زنه ميگه
يعني چه اقا اين اككانتاتون اصلا كووونكت (connect)
نميشه
گفتم چرا؟
گفت هر چي ميزنم هيچي نمياد گفتم چي نمياد گفت اينترنت ديگه
گفتم شماره error رو بگو گفت شماره كدومه شماره نداره
گفتم متنش رو بخون پس گفت
try again ميده
نگو طرف كانكت بوده ياهو مسنجرش error ميداده كه يوزر پسش اشتباه
3. طرف زنگ مي زنه مي گه اقا اين كارتي كه خريدم بايد چي كار كنم
كه اينترنت وصل شه
ميگم خوب يوزر پسش رو بزن وصل بشه ، ترف هنگ كرد !!!
چشتون روزه بد نبينه بعد نيم ساعت توضيح دادن ديدم طرف اصلا مودم نداره كه وصل شه
4. يك دفعه اينترنت ما قطع بود و يكي زنگ كه بپرسه قضيه چيه .
منم گفتم چي بگم چي نگم ، به يارو گفتم مي دوني قضيه چيه؟ ماهواره سوخته دارن اونو درست مي كنند اون بالا ، الان باز كردند دارن درست مي كنند ، تا چند روز ديگه دوباره مي فرستند بالا همه چي درست مي شه. شما ناراحت نباش .
5. چند وقت پيش ها جايي بودم ، بعد يكي از حضار از ميزبان تقاضاي يك سري اطلاعات كرد اونهم خيلي جدي گفت برگشت گفت شما ، شماره email خودتو بده تا بچه ها برات فاكس كنند.
6. يه بنده خدا اومد و در حالي كه مونيتور رو زده بود زير بقل خيلي محترمانه خواهش كرد:
آقا ببخشيد ميشه تو صفحه همين تلويزيونش يه عكس قشنگ بندازين؟
7. يه بار يه بنده خدايي اومده بود تو كافي نت ما بعد از اينكه كلي اين منشي ما رو برد، آورد، آخر سر خودم رفتم ببينم چي ميگه .ديدم يه عكس خانم آورده تو گوگل مي گه شماره تلفن اين خانم چنده من بهش زنگ بزنم.
8. يه بار سرورها down بود يوزر ها چپ و راست زنگ ميزدن ، يه دروغ ساختم كه طرف فرداش اومد شركت كلي تشكر دستتون درد نكنه گفت.
1. يه بنده خدايي چند شب پيش تماس گرفت و گفت:
-من يكي از كارتهاي شما رو گرفتم ولي هر چيزي ميزنم باز نميكنه.
گفتم: منظورتون چه سايتيه؟
خيلي محترمانه و سنگين گفت:
-مثلا همون سايت جوجولي دات سوم رو كه ميزنم باز نميكنه(
دروغم اين بود:
« الان اينترنت زير شديد ترين حملات ويروسي قرار داره ما سرور هامون رو خاموش كرديم تا سيستم هاي يوزر ها كه به ما وصل ميشن نسوزه »
9. تقريبا 6-7 سال قبل به يه بنده خدايي يه سيستم فروختيم
فكر كنم اون موقع تازه اين كارت هاي اينترنتي داشت رونق پيدا مي كرد
دو روز بعد طرف زنگ زد گفت اين اينترنتش كار نمي كنه !
گفتم چرا ؟
گفت كارت رو مي زنم ولي هيچي نميشه ! ...
حالا نكو اين ورداشته كارت رو كرده تو فلاپي درايو ! ... فكر كرده مثل اين كيوسك هاي تلفنه ! ...
10. يه بار يه بنده خدايي زنگ زد شركت كه آقا اين آنتن هايي هست نوشتيد ياگي چند قيمته
من هم گفتم 150 و خلاصه پول ريخت و ارسال كرديم براش
بعد از حدود 2 هفته زنگ زد كه آقا اين آنتن مخفي بود گرفتم ازتون
گفتم خوب گفت من هر كاري مي كنم نميتونم ازش تصوير بگيرم
يه لحظه دوزاري ام افتاد كه اين فكر كرده ديش مخفي ماهواره هست
گفتم ال ان بي تون رو كجاش ميبنديد گفت بالاش
گفتم ميدونم بالاش، كجاي بالاش و چطوري گفت سر سرش با چسب برق هم ميبنديمش
11. يه روز يه يوزر زنگ زده ميگه آقا من با امريكا چت ميكنم هزينه تلفن تا امريكا حساب ميشه؟!
12. من يك بار به يوزر كارت دادم ، ديدم داره بر و بر نگاه ميكنه كارت رو!
خيلي كنجكاوانه داشت براندازش مي كرد.
ازش پرسيدم مشكلي پيش اومده؟؟
گفت نه! فقط ميخوام ببينم IC اين كارتا كجاست!
13. يك بار هم طرف زنگ زد آقا اين كارتهاي شما اصلا وصل نميشن و كلي هم شاكي بود
بعد از كلي تلاش از پشت تلفن فهميدم بجاي تلفن شبكه تلفن خونه خودشونو ميگرفت
14. امان از يوزر هايي كه زنگ مي زنن شماره پشتيباني و مي خوان كانكت بشن
مگه ول مي كنند
100 باز شماره مي گيرن
15. يه دفعه يه بابايي اومد كافي نت گفت راهنماييش كنم براي mail زدن. براش login كردم بعد هم compose رو زدم گفتم اينجا آدرست رو ميزني اينجا موضوع اينجا هم متنت فقط قبل از اينكه send رو بزني يه كپي از متنت بگير كه اگه error داد دوباره نشيني تايپ كني. نيم ساعتي گذشته بود كه صدا زد كه برم چك كنم ببينم درست انجام داده يا نه؟ رفتم ديدم همه چيز درسته mail در حال ارساله و صفحه جديد داره load ميشه. پرسيدم متنتونو copy كردين؟ گفت بله توي ماوس كپيش كردم . گفتم ببخشيد فرمودين تو ماوس؟؟ گفت بله. با خودم فكر كردم احتمالا امروز چيز جديدي رو ياد خواهم گرفت، با كنجكاوي پرسيدم چطوري اينكارو كردين؟ گفت هيچي متنم رو انتخاب كردم و بعد از اينكه با ماوس روش كليك راست كردم copy رو زدم، اينجوري تو ماوسم ذخيره شد.
16. يه بابايي بود بهش كامپيوتر درس ميدادم حدود 5 سال پيش بود، يه مرد حدودا 55 ساله كه مهندس ساختمان بود. رفته بود كامپيوتر با يه مودم اكسترنال گرفته بود يه اكانت 100 ساعته هم رو دستگاهه بهش داده بودن. اكانته خيلي آشغالي بود بعلاوه اينكه 33.600 بود و جون ميكند يه صفحه رو واز كنه. بهش توصيه كردم بره از يه شركت معتبر سرويس بگيره. دفعه بعد كه رفتم شروع كرد از اكانت جديدش تعريف كردن، ميگفت "آقاي مهندس نميدوني عجب اكانت خوبيه وقتي وصل ميشي اين مودم چنون سر و صدايي ميكنه آدم حال مياد، چي بود اون قبليه؟ اينقدر آشغال بود كه اين مودمه اصلا صداش در نميامد"
17. يه بار تو كافي نت بودم كه يه آقايي با يه ظاهر خيلي محترم و سن دار آمد تو راهنماييش كردم كه پشت يكي از دستگاه ها بشينه. بعد از چند دقيقه اي كه پشت دستگاه نشسته بود منو صدا زد گفت آقا ميشه يه كمكي به من بدين؟ ميخوام وارد اين سايت بشم اگه ميشه آدرسش رو برام وارد كنين و كاغذ كوچك و تا خورده اي رو بهم داد. در حالي كه بالا سرش ايستاده بودم كاغذ رو نگاه كردم. از ظاهرش به نظرم رسيد بايد دنبال سايت تحقيقاتي اي چيزي بگرده. ديدم روش نوشته do!doli دات كام طرف هم انگار نه انگار. والا ما كه از رو رفتيم، روم نشد چيزي بگم، آدرس رو براش زدم و آمدم نشستم سر جام.
18.
اولين حرف a كوچك بود، مثل همه افراد تازه كار شروع كرد به گشتن دنبال حروف روي keyboard دقت كردم ديدم 2-3 بار انگشتش رو تا بالاي a هم آورد ولي نديدش، بهش نشون دادم گفتم بايد اين رو بزنين، گفت "اوه بله" و a رو زد. حرف بعدي d بود دوباره همون ماجرا و مجبور شدم d رو هم براش بزنم داستان تا 5-6 حرف ادامه پيدا كرد تا اينكه گفتم "گفتيد انگليسيتون خوبه كه!" گفت بله خوبه ولي مشكل اينه كه من فقط حروف بزرگ رو بلدم ما رو ميگي دود از كلمون پريد. ديدم چيزي نگم سنگين تره، يه جوري پيچوندمش و زدم به چاك. بقيه جلسات رو هم پيچوندم و نرفتم، فكر كردم سلامت رواني آدم ارزش يه مشت پول رو نداره.
ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يكي دونه قلب داده؟ براي اين كه بگردي , اون يكيش رو پيدا كني
مردها مثل جاي پارك (پاركينگ) هستن خوبشون كه قبلا اشغال شده بقيشون كه مونده يا كوچيك هست يا جلو در مردم هست.
مي گن خدا ابر رو به گريه در مياره تا گل بخنده پس هر وقت بارون اومد يادت نره بخندي.
گر با غم دوريت نسازم چه كنم / با ياد تو گر عشق نبازم چه كنم / چون در نظرم فقط تويي ماييه ناز / گر من به تو اي دوست ننازم چه كنم.
ميدوني چرا بعضي شبها زود صبح مي شه؟؟؟؟؟؟ چون خورشيد هم دلش براي چشماي تو تنگ ميشه.
هميشه تصور كن توي يه دنياي شيشه اي زندگي ميكني پس مراقب باش به طرف كسي سنگ نندازي چون اول دنياي خودتو مي شكني.
عشق خام ميگه: چون به تو نياز دارم دوستت دارم ، عشق پخته مي گه : چون دوستت دارم بهت نياز دارم.
نانوا هم جوش شيرين
مي زند..
.........
............
.........
.....
....
..... بي چاره فرهاد!!!!!!!!!
مهم نيست كه قشنگ باشي قشنگ اينه كه مهم باشي حتي براي يه نفر...........
سلام يه كاري دارم كه مي خام واسم انجام بدي اينجا هوا ابريه امشب ماه معلوم نيست ميشه امشب تو آسمون باشي آخه ماه تر از تو پيدا نكردم.
بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند.قاب عكس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم كه تارش بشكند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
عتياد يعني كه من خاموشم مدهوش بي هوشم\ آنقدر غرقم در اعماق وجود ديگران خود را فراموشم ****اعتياد بيماري اين قرن نيست\ آدم و حوا برايش فرق نيست
هيچوقت شخصيت خودت رو براي كسي تشريح نكن. چون كسي كه تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره، و كسي كه ازت بدش بياد باور نمي كنه
چقدر آشنايي خوب است .حتي اگر كهنه شده باشد . حتي اگر از دور كه نگاهش كني دلت بلرزد و بترسي براي ناشناخته ماندن . چقدر در كفش هاي روز سوت سوتك كودكي را باد كنيم و ژست بچه هاي كلاس بالاتر بگيريم . براي من فارغ از تمام لحظه ها شب ها جايگاه تو است كه من فقط آن را با ماه يك كمي كجتر از معمول تقسيم كرده ام
عشق نميپرسه كه تو كي هستي؟ ........فقط ميگه كه تو مال من هستي عشق نميپرسه كه اهل كجايي؟...........فقط ميگه كه تو قلب من هستي عشق نميپرسه كه تو چيكار ميكني؟.......فقط ميگه باعث بشي قلبم به ضربان بيافته عشق نميپرسه چرا دور هستي؟..........فقط ميگه هميشه با من هستي عشق نميپرسه كه دوستم داري؟...........فقط ميگه عاشقانه دوستت دارم
هنگامي كه قطره هاي باران تيرگيهاي دل را مي شويد وبه جان صفا مي بخشد من در جستجوي لبخندي هستم كه طراوت لحظه هايم را به من باز گرداند و بامن همراه شود
در خواب ناز بودم شبي ديدم كسي در ميزند در را گشودم روي او ديدم غم است در ميزند اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا غم با آن همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند
باران باش كه در باريدنش علف هرز و گل سرخ از برايش به يك معناست
سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس . سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان.
دوستي با هر كه كردم عاقبت قلبم شكست
بر دل هر كس كند او ترك دنيا مي كند
اگه دوستم داري يك جوك بفرست .
اگه عاشقمي به من زنگ بزن .
اگه برات مهمم يك زنگ بزن .
اگه دوست داري هم ديگرو ببينيم يه sms خالي بفرست .
اگه از من خوشت نمي ياد هيچ كدوم از اين كارهارو نكن.
.
.
..
...
......
........
....
.
.
گر چه از دوري اين فاصله ها مأ يوسم از همين فاصله دور تو را مي بوسم............ .....
اگه من شيرين بشم تو فرهاد ميشي؟
اگه من ويس بشم تو رامين ميشي؟
اگه من حوا بشم تو آدم ميشي؟
نه ! تو عمرا آدم بشي !!!
براي شنيدن صداي كه دوستش ميداري همين لحظه هم بسيار دير است، افسوس خواهي خورد زماني را كه آن سوي سيم ها كسي بي احساس ميگويد:
برقراري ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمي باشد !!!!
تنها چيزي كه مي تواند در اوج لذت از زندگي ، خواب را از چشمان آدميان بربايد فقط يك چيز است
.
.
.
.
.
.
.
جيش !!!
نبرد رستم و لر:
چنانت بكوبم به گرز گران كه ديگر نيايي به مازندران
پاسخ لره : چنان ايزنم بر سرت با بلوك كه ترتر بريني به گور بووت !!!
چيه ديگه نمي خواي بدي؟
توبه كردي؟ وقتي يه بار دادي ديگه نبايد جا بزني....
ديگه روزي حداقل يك بار رو بايد بدي
اين قانون اس ام اس بازيه !
مردن واسه زني كه عاشقشي خيلي آسون تر از زندگي با اونه !
يه نفر ختنه ميكرده ازش مي پرسن چي شد كه اين كاره شدي ؟
ميگه : قرار بود دوبلر بشم نمي دونم چي شد كه دولبر شدم !!!!
مردها 3 تا آرزو دارند
1.اونقدر كه مادرشون ميگه، خوش تيپ باشن
2.اونقدر كه بچه شون ميگه، پولدار باشن
3.اونقدر كه زنشون شك داره ، زن داشته باشن !
ميدوني چرا كانـدوم شفافه ؟
.
.
چون حالا كه اسـپرم ها به مقصد نميرسن لا اقل از مناظر لذت ببرن !!!!
به غضنفر ميگن چرا باســنت ايقدر بزرگه ؟
ميگه: خدا بيامرز مادرم به جاي اينكه پودر بچه بزنه پيكين پودر ميزد !!!!
ميدوني آمار دختر بازي در چه حيوني بيشتره؟
حلزون
چون هم ماشين داره هم خونه خالي !!!
گريه هامو تو نديدي ... هر چي گفتم نشنيدي
من كدوم عهدو شكستم ... كه تو SMS نمي دي؟
امروز سالروز در گذشت مخترع sms است. براي شادي روحش 3 تا اس ام اس بلند بفرست!
تو جيغ زدي ويغ زدي جادو بودي دود شدي بالا رفتي تار شدي پايين اومدي پود شدي پير شدي گريه شدي جوون شدي خنده شدي خان شدي بنده شدي خروس سركنده شدي ميوه شدي هسته شدي اميد شدي ياس شدي ستاره نحس شدي ... خلاصه آدم نشدي
يه نقطه ي قرمز توي آسمون حركت مي كنه
ميدوني چيه ؟؟؟
اون قلب من كه واسه تو پر كشيده نيست !!!. . . يه مگسه كه ماتيك زده !!!
از شيخي ميپرسند: ذكر روز شنبه چيست؟
ميگه: هينگامه هينگامه هينگامه
Dish didi dish didi dish boom boom
dish didi dish didi dish boom boom
dish didi dish didi dish boom boom
dish didi dish didi dish boom boom
...........
.
.
.
.
.
.
Heyate smsi ha az too gooshit rad shod !
هواشناسي اعلام كرد از فردا موج جديدي از تعطيلات وارد كشور خواهد شد !!!
هديه ي بابا نوئل براي:
رشتي ها: يه جو غيرت
ترك ها: يه مثقال فهم
لرها: يه دونه مغز
قزويني ها: تحريم ! چون هنوز بابا نوئل پارسال بر نگشته !!!
بند تمبونتيم
ولمون كني هم ما ميريم هم آبروتو مي بريم
جديدترين و تهديد آميزترين اس ام اس عاشقانه
يه تركه نوشابه گازدار ميخوره گازشو ميگيره ميره شمال!
روزي يك آباداني با ماشيني تصادف كرد راننده مقابل باعجله پياده شد و بهش گفت: ببينم داداش تو سالمي؟
- نه والله من سالم نيستم, جاسم ام!
برات اون پايين يه SMS نوشتم. برو پايين بخونش
...
...
...
...
...
SMS
۱۲ راه براي افزايش بازديد - طنز
همين اول كار بگم كه به هيچ وجه به اين متن بصورت جدي نگاه نكنيد ! البته من اين راه ها را شخصا امتحان نكرده ام ولي اين به معناي آن نيست كه عملي نيستند. اينكه تمام مديران وبسايت ها و وبلاگ نويسان به دنبال جذب بيننده بيشتر براي سايتشان هستند يك حقيقت است و هر كس هم كه مي گويد نيست ، بايد به او شك كنيد! اما برسيم به دستور العمل هاي كاربردي براي افزايش ترافيك سايتتان !
شانس زيادي وجود دارد كه بدين وسيله بتوانيد وبلاگتان را با بازديد كننده هاي تازه و زيادي آشنا كنيد.البته بايد فكري هم براي مزاحمت هاي احتمالي پليس و ستاد مبارزه با بدحجابي كنيد.
2- يك بيسيم پليس بخريد.
در طول روز به بيسيم پليس گوش دهيد و همين كه از حادثه جديدي باخبر شديد با سرعت تمام خود را به محل مذكور برسانيد.احتمال زيادي وجود دارد كه خبرگزاري ها تصميم داشته باشند تا از آنجا بصورت مستقيم اقدام به ارسال گزارش كنند.در هنگامي كه خبرنگار در حال پخش زنده گزارش خود است به پشت سر او برويد و با تمام توان اسم وبسايتتان را فرياد بزنيد.در چند حادث ديگر هم اين كار را انجام دهيد ، اينكار شما باعث مي شود كه طرفداران بسيار زيادي پيدا كنيد! در اينصورت مردم تنها به اين دليل كه شما را ببينند اخبار را تماشا مي كنند.
3- مقداري برچسب بخريد.
برچسب روش ارزاني براي تبليغات است. مقداري برچسب هاي كوچك كه اسم وبسايت شما بر روي آن نوشته شده است بخريد و آنها را در هر جايي كه ميتوانيد بچسبانيد ! داخل توالت هاي عمومي ،روي ماشين مردم و هر جايي كه فكر مي كنيد مردم به آن نگاه مي كنند.
4- وبسايتتان را صفحه خانگي تمام كامپيوترهايي كه به آنها دسترسي داريد كنيد.
به يك كافي نت ، يك كتابخانه ، سايت دانشگاه يا حتي خانه دوستان و آشنايان برويد و وبسايتتان را صفحه خانگي تمام كامپيوترهايشان كنيد.بيشتر كساني كه با كامپيوتر كار مي كنند نمي دانند چطور آن را به حالت پيشفرض برگردانند.
5- آدرس سايتتان را در صفحه اول تمام روزنامه ها بنويسيد.
صبح اول وقت به يك دكه روزنامه فروشي برويد و با يك ماژيك خوش رنگ آدرس سايتتان را در بزرگترين اندازه ممكن بر روي تمام روزنامه هايش بنويسيد بطوريكه كل صفحه را بپوشاند.سپس قبل از اينكه فروشنده شما را بگيرد با سرعت هر چه تمام تر از محل فرار كنيد . اين كار را براي تمام روزنامه فروشي ها در دو نوبت صبح و عصر انجام دهيد.
6- آدرس سايتتان را بر روي تمام اسكناس هايي كه خرج مي كنيد بنويسيد.
به عنوان يادگاري نام و آدرس سايت خودتان را روي هر اسكناسي كه مي خواهيد به كسي بدهيد بنويسيد.در اينصورت به پول علاوه بر وظيفه اعتباريش ، يك وظيفه مهم ديگر يعني ترويج سايتتان محول نموده ايد.
7- تابلوي تبليغاتي انساني كرايه كنيد.
ين روش بسيار انحصاري و تاثيرگذار است .يك نفر را استخدام كنيد كه در يك خيابان شلوغ بايستد . اين فرد مي تواند پلاكارد كه تبليغ سايت شما روي آن است را نگه دارد و يا لباسي با نام سايت شما را بپوشد.
8- سايتتان را در معرض فروش بگذاريد.
سايت خودتان را در فروشگاه هاي اينترنتي با قيمتي كه هوش از سر همه بپراند مثلا 20.000.000 تومان ، در معرض فروش بگذاريد و دقت كنيد تا همه متوجه آن شوند. به احتمال 99.99% كسي آن را از شما نمي خرد (چون شما اصلا قصد فروش نداريد) اما خوب اگر كسي آنقدر احمق است كه براي سايت شما بيست ميليون تومان پول بدهد ، قبول كنيد و يك سايت ديگر را با همين قيمت براي فروش بگذاريد !
9- با پوستر بزرگ تبليغي از سايتتان به يك رويداد ورزشي برويد.
تصور كنيد با يك پوستر بزرگ تبليغي و با يك رنگ جيغ به مسابقه فوتبال مثل پرسپوليس و استقلال برويد و هر وقت كه دوربين تماشاگران را نشان مي دهد نام سايتتان را به دوربين نشان دهيد. آن وقت بدون هيچ گونه هزينه اي ميليون ها نفر از وجود سايت شما با خبر مي شوند !
10- از سايت هاي معروف ديگر استفاده كنيد
در اينترنت به دنبال ويديوهاي محبوب بگرديد ، سپس با يك ابزار ويرايش فايل هاي ويديويي در اول فيلم ها بنويسيد كه اين تصاوير از طريق سايت شما عرضه شده است.سپس آنها را در YouTube آپلود كنيد. اگر آن ويديو ها محبوب باشند به سرعت با تعداد بازديد كنندگان شما افزوده مي شود.همچنين مي توانيد در شبكه هاي اجتماعي مثل Digg يا حتي همين بالاترين خودمان به تعداد زياد ثبت نام كنيد و بعد لينك خودتان را در آنها اضافه كنيد و سپس با نام هاي كاربري خود به آنها راي دهيد. استفاده از عنوان هاي جنجالي را فراموش نكنيد. به عنوان روش ديگر مي توانيد در سايت هايي مثل Cloob عضو شويد و بعد از اينكه 500-600 نفر را به ليست دوستانتان اضافه كرديد براي آنها پيام هاي گروهي حاوي لينك سايت خود را بفرستيد.
11- كامنت فله اي بگذاريد
به سرويس هاي وبلاگي مثل ميهن بلاگ يا پرشين بلاگ كه آخرين وبلاگ هاي بروز شده اشان را در صفحه اول نمايش مي دهند برويد و به تك تك آنها رفته و در پست آخرشان نظري مشابه اين جملات بگذاريد: ” سلام، وبلاگ خوبي داريد.واقعا وبلاگ تكي داري! دوست دارم به عنوان يه كارشناس نظرتو در مورد پست آخرم بدونم …” البته مهم نيست كه شما در مورد پرورش زنبور مي نويسيد و وبلاگ ايشان در مورد كامران و هومن است !
12- همه بايد باخبر شوند كه شما سايت داريد : چه بخواهند ، چه نخواهند
ID ياهوي هر كسي كه در اينترنت پيدا مي كنيد در مسنجرتان اضافه كنيد.سپس روزي 300 بار آدرس وبلاگتان را به همشان بفرستيد.
ممه را لولو برده - طنز نيك آهنگ كوثر
دانشجوي نسبتا محترم دكترا ميآيد به ولايت كانادا، ولي نميداند كه "ممه را لولو برده"، و در آسانسور، با ديدن سينههاي احتمالا بلورين(ما ايرانيها معمولا نژادپرست هستيم و توجهي به سياهان و هنديها و حتي سبزهها نميكنيم)، از خود بيخود شده و كار دست خودش ميدهد.
همين ديروز پريروز بود كه داشتم مطلبي درباره سواستفاده و آزار جنسي در محيطهاي كاري ميخواندم، و باورم نميشد كه امشب به چنين خبري برخورد كنم.
تفسيرش، بر عهده خودتان، ولي جالبترينش سخن خود اين دانشجو است:
“You can't expect all males to control themselves when the breasts are out"، به عبارت ديگر، چون وجنات خواهر كاناداييمان بيرون بوده، ايشان از خود بيخود شده و آره و اينا...
و اما نكات مهم:
لطفا از برادران متعهد و غير متعهدي كه براي ادامه تحصيل به كانادا ميآيند، تعهد بگيريد كه دست به نامحرم نزنند، مگر خود نامحرم طالب بوده باشد.
به برادران متعهدي كه به كانادا ميآيند توصيه ميشود، تا قبل از عادت به فضاي جديد، حسابي تلويزيون، فيلم و غيره مشاهده كنند تا كمي از عقدههاي مربوطه كاسته شود، اگر هم نميتوانند خودشان را كنترل كنند، بروند به مكانهايي كه ميشود آزادانه از اين چيزها مشاهده كنند، اگر هم ميزان تمايلشان بيشتر بود، ته روزنامههاي محلي هزار و يك شماره تلفن و از اين چيزها موجود است.
تعارف ندارد. ما قومي هستيم محروم از آزاديهاي جنسي. همه چيز انگاري بايد زورتپان باشد!
در همان ايران، مادري اگر بفهمد پسرش شيطنت كرده و حتي به دختر خالهاش هم تجاوز كرده باشد، ميرود و چاره جويي ميكند و عامل وصلت ميشود. پسر متجاوز با قرباني سالهاي سال بايد زندگي كنند. چرا؟ حفظ آبرو و هزار و يك كوفت و زهرمار ديگر. اما كسي اصلا به حق خواهرزاده مورد تجاوز فكري ميكند؟ مثال احمقانه اي بود، نه؟ ولي اگر از خبرنگاران حوادث بپرسيد، بارها به نمونههاي عجيب و غريبي برخوردهاند كه ابتدا پنهان بوده و سالها بعد به خاطر اتفاق ديگري سرباز كرده.
خيلي از زنان عزيزمان، اصلا عين خيالشان نيست كه برادر يا حتي همسر عزيزشان نسبت به بقيه چنين رفتاري دارد.
حالا گيرم خيليها خود دار بوده باشند، ولي واقعا چند در صد مردان ايراني عملا به همسران خود تجاوز نميكنند؟ آقاجان! مساله دوطرفه است! مردهشوي قوانين و سنتها و عاداتمان را ببرند. همه چيز انگاري براي لذت مردان نوشته شده. لطفا تشريف ببريد "زهرالربيع" جزايري را بخوانيد. تشريف ببريد كتاب مستطاب حضرت مجلسي را مرور كنيد. پاي صحبت بعضي از برادران روحاني بنشينيد.
به هر حال، سر كار وقتي همكارم از من سوال كرد كه مگر در ايران چه خبر است كه طرف اينجا نتوانسته جلوي خودش را بگيرد و چنين بهانهاي آورده، كلهام تير كشيد.
خلاصه افتخارات ايرانيان كم بود، اين يكي هم رويش!
هموطنان گرامي :
با توجه به كاهش دماي هوا و بارش برف و باران،
عاجزانه خواهشمنديم در مصرف گاز به شدت صرفه جويي كنيد
تا همنوعان ما در هند و تركيه و اروپا از سرما تلف نشوند
و ايضاً با كمبود اين سرمايه ملي در كشور عزيز صادر كننده گازمان مواجه نگرديم.
در پايان توصيه ميشود براي گرم كردن خود و محيط خود
از نفتي كه بر سر سفره هايتان موجود مي باشد استفاده نماييد
از تركه ميپرسن: مناسبت اين روزها چيه؟
ميگه: والا مثل اينكه شهادت امام حسين و بيست و دو تن از ياران ايشون
به دست صدام صهيونيست و همچنين روز هفتاد و دو بهمن،
روز پيروزي انقلاب در صحراي كربلا و فرار يزيد از ايران
و مخالفت شمر با برنامه هستهاي ايران است
مي داني اسم هر كشوري مخفف چيست؟
ITALY=I Trust And Love You
HOLLAND=Hope Our Love Lasts And Never Dies
CHINA= Come Here, I Need Affection
FRANCE =Friendship Remain And Never Can End
IRAN= Inja Ride Ahmadi Nejad
يارو اسم بچه اش رو مي گذاره احمدي نژاد
مامور ثبت احوال مي پرسه : مرد حسابي اين ديگه چه اسميه؟
ميگه : آخه اين بچه 24 ساعته يا زر مي زنه يا مي رينه
پس از سفر احمدي نژاد به شمال كشور براي حل مشكل گاز
برق اين مناطق هم قطع شد
زوج هاي گرامي !
تا وقتي بوسه هست ، چرا گاز ؟؟؟
لطفا در مصرف گاز صرفه جويي كنيد
دست دست..
.
.
.
دستا شله..
.
.
.
آها... بيا!!
.
.
.
..
ماشالله .. دست دست
.
.
.
.
.
آها .. اين درسته
.
.
.
(طرح سراسري گرم كردن خانه هاي مردم بدون گاز)
به علت قطعي گاز
جهنم سه روز تعطيل اعلام شد
مؤمنين عزيز هر غلطي مي خواهند بكنند
فقط با روشن كردن يك بخاري اضافه شما هم
در تعطيلي مدارس ، دانشگاه ها و ادارات سهيم باشيد
(هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم)
احمدي نژاد به علت سرماي شديد و
ورود توده هواي سرد به ايران
رئيس كل سازمان هواشناسي كشور رو بركنار
و به جاي وي آقاي الهام را به اين سمت منصوب كرد
اطلاعيه مهم وزارت كشور:
به دليل بارش شديد برف و يخبندان
و مصادف شدن با ايام محرم و صفر
و مراسم دهه فجر
و در انتها عيد نوروز
مملكت تا ارديبهشت ماه سال بعد تعطيل است
اطلاعيه مهم شيطان:
بنده گرامي
از اين به بعد هرچي دلت مي خواد گناه كن
چون گاز جهنم قطع شده
فعلا آتيش ماتيش خبري نيست
به دليل بارش شديد برف و
خانه نشين شدن مرد ها
اداره ثبت احوال نسبت به
افزايش جمعيت كشور هشدار داد
خدايا به ما
انديشه شريعتي
شهامت مصدق
مرام طالقاني
صبوري خاتمي
عمر جنتي
ثروت رفسنجاني
و اعتماد به نفس احمدي نژاد
عطا كن
آمين
به تركه مي گن يك جمله بگو 10 تا بيل توش باشه ميگه :
بيل ميرم ، هابيل با بيل قابيل رو كشت
يا قابيل با بيل هابيل رو كشت يا بيل عكس
مي گن اين كه 8 تا است
ميگه ابيلفضل از اردبيل
فارسه مي ره دكتر مي گه من شبا خواب مي بينم با خرا فوتبال بازي مي كنم. دكتر مي گه بيلا اين قرصا رو بخور مي گه: مي شه از فردا بخورم امشب فيناله
سوتي هاي برنامه هاي زنده تلويزيون
*چند سال پيش توي يه برنامه زنده شبكه تهران (فكر كنم شبهاي تهران بود) احمدزاده بعد از اينكه يكي مسابقه رو برد گفت: هديه اي به رسم امانت به شما ميديم!
*يكي دو هفته پيش اين پسره (اميرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار يه ماچ از لبات بگيرم و پورنگ هم سرخابي شده!
*توي اخبار سراسري بود كه آقاي بابان همراه همكار خانومش ميخواست خداحافظي كنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظي مي كنم!
*برنامهي صبح ايراني راديو سراسري كه از ساعت ۶ و خورده اي صبح شروع ميشه يك مجري خانم داره به اسم قلع ريز يا مشابه اون كه يه روز، گفتند: يك خبر جالب ميخوام براتون بخونم، تو اينترنت ميگشتم (!) اين خبر رو ديدم كه نوشته يك پيرمرد به مدت ۵۰ سال بالاي درخت زندگي كرده و بعد فرمودند كه: شوخي نيست، طرف ۵ قرن بالاي درخت بوده!
*يه تبليغي جديدا تو تلويزيون نشون ميده كه ظاهرا مال يك شركت آموزش كنكور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه يه پسره رو نشون ميده كه كتاباي اينا رو مي خونه بعد ميره سر جلسه با خيال راحت تست ميزنه ...فقط يه نكته اي هست ... اين پسره سر جلسه كنكور فقط يه پاسخ نامه دستشه ... هيچ پرسش نامه اي وجود نداره ...!
*يكي از برنامه هاي زنده شبانه چند سال قبل بود كه تو شبكه تهران پخش مي شد و احمدزاده و حسيني مجرياش بودن. خسرو شايگان (دوبلور) تلفني باهاشون تماس گرفته بود و اينا هم گير داده بودن كه يه آهنگي رو كه معمولا زمزمه ميكني بخون. هرچي اين بنده خدا مي گفت الآن چيزي يادم نيست ول كن نبودن كه يه دفعه شروع كرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم كه دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صداي خوبي! حالا ميرسيم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقيشو بخونه.
*يه بارم تو برنامه كودك (حالا همه فكر ميكنن من برنامه كودك مي بينم) عمو پورنگ اجرا مي كرده مسابقه تلفني بوده يه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش ميگه بابا خونه هست باهاش صحبت كنم ميگه هست ولي حمومه ، ميگه مامان چه طور ؟ ميگه مامانمم حمومه !!!
*يه بار گوينده اخبار ساعت ۲ ميخواست بگه وفات پدر آقاي احمدي نژاد گفت: شهادت پدر آقاي احمدي نژاد كه سريع درست كرد. ولي معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه ديگه هم كرد.
*يه خاطره ديگه از عمو پورنگ
يه صداي دخترونه
- الو ؟
- الو ؟
- سلام
- سلام
- خوبي
- مرسي . عمو پورنگ ؟
- جانم ؟
- من خيلي دوستتون دارم
- منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟
- كتايون
- كتايون ؟ خوبي ؟
- بله
- كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟
- باشه
- كي از همه بهتره ؟
- كتايون
- كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟
- كتايون
- كيه كه مامان دوستش داره ؟
- كتايون
- كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟
- مامان
بازي پرسپوليس - ابومسلم بود بين دو نيمه زنگ زدن به فنايي براي مسايل داوري و اينا فنايي گفت : قبل از هر چيز اجازه بدين فرارسيدن ماه محرم رو خدمت شما و بينندگان تبريك عرض كنم
نوه کدام امام هستی؟؟؟؟؟؟( جک یا واقعیت)
علي اشراقي نوه امام خميني بكلي ردصلاحيت شد. البته، سخنگوي شوراي نگهبان اعلام كرد كه ايشان رد صلاحيت نشده است، بلكه چون مدرك تحصيلي خودش را ارائه نداده بود، صلاحيتش احراز نشده است. به گفتگويي كه در اين مورد در شوراي نگهبان اتفاق افتاد، توجه فرمائيد.
نوه امام: ببخشيد! من رد صلاحيت شدم.
سخنگو: رد صلاحيت شدي كه شدي، برو كنار بذار باد بياد.
نوه امام: آقاي محترم، من مي خوام ببينم براي چي رد صلاحيت شدم؟
سخنگو: حتما تو مجلس ششم بودي....
نوه امام: من هرگز توي مجلس ششم نبودم.
سخنگو: پس لابد روزنامه نگار بودي و عليه اسلام مقاله نوشتي...
نوه امام: من هرگز روزنامه نگار نبودم.
سخنگو: پس لابد اصلاح طلب بودي و عليه انقلاب اقدام كردي...
نوه امام: برادر محترم، من نوه امام خميني هستم و هرگز هم عليه انقلاب اقدامي نكردم.
سخنگو: نوه كدوم امام بودي؟ سريعا دوازده امام رو نام ببر و بگو در بقيع كدام ائمه دفن شدند؟
نوه امام: برادر عزيز! بنده نوه امام خميني بنيانگذار جمهوري اسلامي هستم.
سخنگو: نوه امام خميني؟ اسم شما چيه؟
نوه امام: بنده اشراقي هستم.
سخنگو نگاهي به ليست مي كند: شما زهرا اشراقي هستي؟ اگر زهرا اشراقي هستي بخاطر عضويت در جبهه مشاركت ردصلاحيت شدي.
نوه امام: بنده زهرا اشراقي نيستم.
سخنگو: چرا دروغ مي گي آقاي محترم، اگه اشراقي هستي و رد صلاحيت شدي و نوه امام هم هستي پس زهرا اشراقي هستي ديگه.
نوه امام: برادر جان! بنده مرد هستم، زهرا اسم زن هست.
سخنگو: پس چرا قبلا با اسم زهرا اشراقي در روزنامه ها كار كردي؟
نوه امام: برادر جان! زهرا اشراقي خواهر بنده است، ايشان هم نوه امام هست، ولي من هم نوه امام هستم. بنده نه روزنامه نگار هستم و نه در جبهه مشاركت بودم.
سخنگو: حالا شما مشكلت چيه؟
نوه امام: مشكل من اينه كه رد صلاحيت شدم، در حالي كه بنده نوه امام خميني هستم.
سخنگو از جا بلند مي شود: نه برادر من، امكان نداره، شما گفتي نوه كدوم امام هستي؟
نوه امام: نوه امام خميني هستم، همين آقايي كه عكسش بالاي سر شماست.
سخنگو: اين كه عكس مقام معظم رهبري هست.
نوه امام: ايشون رو نمي گم، اون بغلي رو مي گم، اوني كه عكسش بالاست.
سخنگو: آهان! امام خميني رو مي گي؟ ( نگاهي به عكس امام خميني مي كند.) بله، امام خميني. باور مي كني من چهار ساله توي اين اتاق هستم، اين عكس رو نديده بودم.
نوه امام: برادر جان! عرض كردم، بنده نوه ايشان هستم.
سخنگو: خدا رحمتش كنه، مرد بزرگي بود. ما هر چه داريم از امام خميني داريم.
نوه امام: بعله، بنده نوه ايشون هستم.
سخنگو عصباني مي شود: جدي مي گي؟ شما نوه امام خميني بت شكن هستي و آن وقت اين بي وجدان هاي ضد انقلاب شما رو اذيت كردند؟ واقعا كه بي شرمي هم حدي نداره، با نوه امام؟
نوه امام: بله، منم همين رو مي گم، مي خواستم ببينم چرا من رو رد صلاحيت كردند؟
سخنگو: كي جرات كرده شما رو رد صلاحيت كنه؟ اشتباه شده حتما، شما بفرمائيد كه شما رو چطوري رد صلاحيت كردند؟
نوه امام: من نمي دونم، ولي به من اعلام كردند كه صلاحيت ندارم.
سخنگو: نه برادر، اشتباه شده و اصلا شما ناراحت نباش، برو به اميد خدا.
نوه امام: كجا برم؟ يعني شما مي فرمائيد كه من رد صلاحيت نشدم؟
سخنگو: انشاء الله كه چيزي نشده، شما برو، هيچ مساله اي نيست، الآن سر انتخابات سرمون شلوغه، شما بفرما سه ماه ديگه بيا، من خودم مساله رو هماهنگ مي كنم، هيچ مشكلي نيست.
نوه امام: من متوجه نيستم، يعني شما مي فرمائيد كه من رد صلاحيت نشدم؟
سخنگو: من كي همچين حرفي زدم؟ من فقط گفتم مساله اي نيست، شما خودت رو ناراحت نكن.
نوه امام: چشم، من خودم رو ناراحت نمي كنم، ولي با توجه به اين كه رد صلاحيت شدم، الآن توي انتخابات شركت بكنم يا نه؟
سخنگو: نه، شما نمي توني، چون صلاحيت نداري.
نوه امام: ولي من نوه امام هستم.
سخنگو: متوجه شدم، اتفاقا خيلي هم برام جالب بود، واقعا شما يادته امام چقدر شخصيت بي نظيري داشت؟ هرچه داريم از ايشون داريم.
نوه امام: بله، پس من صلاحيتم تائيد شده؟
سخنگو: نه، كي گفته( به پرونده نگاهي مي كند) اين جاست، ببين! اصلا حواسم نبود. شما اصلا صلاحيتت رد نشده، من گفتم كه اينجا كسي جرات نداره صلاحيت نوه امام راحل رو رد كنه.
نوه امام: پس صلاحيت من تائيد شده؟
سخنگو: نه، شما صلاحيتت رد نشده، ولي احراز هم نشده.
نوه امام: چرا صلاحيت من احراز نشده؟ مشكل من چيه؟ من ضد انقلابم؟ من مفسد اقتصادي ام؟ چي؟
سخنگو: نه نوه جان! شما فقط مدرك تحصيلي تو ندادي، ديگه هيچ مشكلي نداري، خيالت راحت.
نوه امام: جدي مي گي؟ پس من برم مدرك تحصيلي مو بيارم؟
سخنگو: نه ديگه، شما مدركت رو ندادي ديگه، نمي شه كاري كرد.
نوه امام: مدرك من توي خونه است، مي رم مي آرم.
سخنگو: حالا چه عجله اي داري؟ ولش كن، بيخودي مي خواي خودت رو اذيت كني براي چي؟ حالا ببينم مدرك شما چي هست؟
نوه امام: من سه تا دكتراي فلسفه و هفت تا دكتراي انرژي هسته اي دارم.
سخنگو: پس من شرمنده ام، شما بايد فوق ليسانس داشته باشي.
نوه امام: خب، فوق ليسانس هم دارم، ولي دكترا هم دارم.
سخنگو: نه، اخوي، دكترا به درد ما نمي خوره، ما فقط فوق ليساني لازم داريم. حالا شما برو، مدركت رو تا سه ماه ديگه هم بياري هيچ مساله اي نيست. بالاخره شما نوه امام راحل هستي.
نوه امام: يعني بدون مدرك صلاحيتم تائيد مي شه.
سخنگو: نه برادر من! شما چرا همه اش اصرار مي كني كه صلاحيتت تائيد بشه، من مي گم شما هيچ مساله نداري، من به شما قول مي دم. فقط نمي توني توي انتخابات شركت كني.
نوه امام از اتاق بيرون مي رود.
سخنگو نگاهي به عكس امام كه از آن بالا به او خيره شده است مي كند و به عكس مي گويد: امام! واقعا حضور شما براي اسلام غنيمتي بود، شما رفتي و اين همه ظلم در اين مملكت داره مي شه، واقعا اين درد رو به كجا ببريم؟
در همين موقع آبدارچي وارد مي شود و چاي مي آورد.
سخنگو به آبدارچي: حاجي! دستت درد نكنه، اگر وقت كردي اين عكس امام خميني رو تميز كن، گرد و خاك نشسته روش.
آبدارچي به ديوار نگاه مي كند: كدوم امام خميني؟ اين كه عكس مقام معظم رهبري يه.
سخنگو: اون بالايي رو مي گم، امام خميني رو.
آبدارچي نگاهي مي كند: بله، چشم، همين الآن، چطور من تو اين مدت متوجه عكس ايشون نشده بودم؟
تله تكست سيماي جمهوري اسلامي ايران در اقدامي بي سابقه اقدام به انتشار يك لطيفه نمود كه در نوع خود در تاريخ اين رسانه بي نظير بود.دو تا گربه غذا پيدا مي كنن , تا مي يان غذا رو بخورن , يه گربه لاغر و مردني مي ياد و بهشون مي گه : غذاتون رو مي دين به من يا اينكه ............گربه ها مي خندن و مي گن : برو بابا , تو رو فوت كنيم مي چسبي به ديوار.گربه لاغره هم مي پره و گربه ها رو با غذاشون يه لقمه چرب مي كنه . گربه اي كه شاهد ماجرا بود با ترس و لرز از گربه لاغره مي پرسه : تو چطوري اين كار رو كردي ؟ گربه لاغره مي گه : پدر احمدي نژاد بسوزه , ناسلامتي ما يه پلنگ بوديم!!!

