تعطیلی مدارس : تنها با 10 درجه اضافه كردن دمای منزل خود ، ما را در تعطیل كردن مدارس و دانشگاه ها یاری كنید. كمك به تعطیلی یك وظیفهی ملی است
الهی چوب بشی : الهی چوب بشی...
.
.
.
. پشمک بشم دورت بگردم
الهی : الهى تاآموختن راآموختم، آموخته راجمله بسوختم. اندوخته رابرانداختم وانداخته رابيندوختم. نيست رابفروختم تا هست رابيفروختم
تو تاکسی : از قلی مي پرسن دوست داري توي تاکسي با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا وخوشگل و قد بلند با نامزدش. ميگن واااا اخه براي چي بانامزدش ؟ ميگه اخه مي چسبن به هم جا براي من باز مي شه
دستتو مشت کن : دستتو مشت كن . . . مشته ؟ مشته مشته ؟ حالا محكم بزن تو چشمت تا كور بشي دوريمو نبيني
آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليهام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خونآشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخهسوار: نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرندهام!
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همهاش سه نفرند...
آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه ميدونه که با دوست دخترش...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سیدیهات رو مرتب کردم...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بکآپ گرفتم!
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجکانداز: گفتی تا چند بشمرم؟
ترکه میشینه سر کوچه، کوچه میره تو کونش!
قزوینیه زن میگیره، شب عروسی برادره زنه بهش میگن: ببین آبجی! اگه این یه شب به تو گفت برگرد، بیا به داشت بگو تا دهنش رو سرویس کنم! زنه هم میگه باشه و میره سر خونه زندگیش. بعد از سه سال، یک روز زنه شاکی میاد پیش برادراش میگه: آقا داداش، این بیغیرت دیشب به من گفت برگردم! یارو برادره خیلی شاکی میشه، قمه به دست میاد سراغ قزوینیه، میگه: مرتیکه بی ناموس! حالا به آبجی ما میگی برگرده؟! قزوینیه میگه: بالامجان یعنی ما بعد از سه سال حق نداریم بچه دار شیم؟
ترکه میره ماهیگیری به جای طعمه کیر میبنده به قلابش، پری دریایی شکار میکنه!
جاهله میره دستشویی وقتی میاد بیرون رفیقاش میبینن در کونش خونیه، میگن: چی شده؟! میگه: جاکش صداشو برای من بلند میکنه!
ترکه و رشتیه و عربه نشسته بودن تو قایق و کیراشون رو انداخته بودن تو آب، رشتیه میگه: عجب آب سردیه! ترکه میگه: عمقش هم زیاده!! عربه میگه: ولک زمینش هم نفت داره!
سرکلاس روانشناسی، استاد داشته میگفته که دخترا از بچگی وقتی میبینن که یه چیزی از پسرا کمتر دارن احساس کمبود میکنن و این مسئله باعث افسردگی در اونها میشه! یکی از پسرا پامیشه میگه: استاد، اینی که ما داریم هم آخرش مال اوناست، فقط خرحمالیش افتاده گردن ما!
پسره داشت گريه می کرد باباش پرسيد چی شده؟
گفت : عاشق شدم !
باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟
گفت : هر کسی که شما صلاح بدونيد
از یارو میپرسند کجای تهران مینشینی؟ یارو میگه: خب معلومه هر جا خسته بشم.
تو جیغ زدی ویغ زدی جادو بودی دود شدی بالا رفتی تار شدی پایین اومدی پود شدی پیر شدی گریه شدی جوون شدی خنده شدی خان شدی بنده شدی خروس سرکنده شدی میوه شدی هسته شدی امید شدی یاس شدی ستاره نحس شدی ... خلاصه آدم نشدی !
از شاهكارهای ادبيات: يكي بيد يكي نبيد، 3 تا درخت بيد كه 2 تاش بيد بيد، يكيش بيد نبيد، اوني كه بيد نبيد، وسط اون دوتا كه بيد بيد بيد!
ترکه ميگن وقتي غم و غصه ميآد سراغت چيکار ميکني؟؟؟ ميگه مغزمو دايورت ميکنم رو تخمم
به دختره ميگن چرا به دوست پسر ميگن بي اف ميگه مخفف بدبخت فلك زده است
يه روز يك رشتي جلوي در خونشون وايستاده بود يك نفر با تفنگ مياد ميگه زود باش بگوخواهرت كجاست رشتي هول ميكنه ميگه اون بالا يارو ميره بالا بد از نيم ساعت ديگه با خنده مياد به رشتي ميگه خاك تو سرت تفنگم الكي بود گولت زده بودم رشتي ميگه منم گولت زدم آني كه اون بالا بود خواهرم نبود مادرم بود

