کنفسیوس میگه:
اگه ۱ مرد وارد حمام زنانه بشه زنها اونو میکشن.اما اگه ۱ زن وارد حمام مردانه بشه مردها همدیگرو میکشنپسر شلوارشو میکشه پاین به دختره میگه من از اینا دارم تو که نداری.
دخترم دامنشو میزنه بالا میگه:مامانم گفته وقتی از اینا داشته باشی میتونی ۱عالمه از اینا داشته باشی
۴خواسته دخترا از پسرا:
۱.وفا داری سگ
۲.نجابت اسب
۳.کمر گاو
۴.کیر خر
۴روز اول دوستی دخترا با پسرا![]()
روز اول:حرف بزن دست نزن![]()
روز دوم:دست بزن بوس نکن
روز سوم: بوس بکن توش نکن
روز چهارم:توش بکن حرف نزن
هر چه قدر دوست دارید مکالمه کنید.
بدون هیچ نگرانی.
بدون هیچ قبضی.
حتی بدون گوشی از سیم کارته خود استفاده کنید.
شرکت اعتباری الیاس
مجری ارتباطات مردمی بی دردسر
به ترکه میگن اگه دنیارو بهت بدن چی کار میکنی؟
میگه:خفه شو من خودم زن دارم
مي دونيد فرق سوزن با كاه چيه؟
.......
.......
......
........
......
هميشه كه جواب اين زير نيست يه بار مغز پوك خودتو به كار بنداز
كفشهايم كو؟
با احترام به سهراب سپهري
كفش هايم كو؟
چه كسي بود صدا زد: يابو!
آشنا بود انگار
چه صداي خوفي!
مثل يك عربده بود
مثل كابوس طلبكار
و صاحبخانه
من به اندازه يك برج، دلم مي گيرد
وقتي مي بينم
كه سيامك- پسر همسايه-
پرشيا مي راند
با وجود اينكه
ماست را مي ماند!
و هم اينك جيبم
كه به اندازه ليوان سياست خالي ست
خنده اش مي گيرد
مي شكوفد درزش!
و بياريم سمسار
ببرد اين همه مبل
ببرد اين همه فرش
يه بار ميگي سرش پهنه............. يه بار ميگي درازه................ یه بار ميگي از پشت اذيت ميکنه ................. يه بار ميگي نميتونم راه برم ..................... خوب درش بيار................... يه جفت کفش ديگه پات کن!!!
خر بالدار تا حالا دیدی ؟ صد در صد نه . پس خیال پرواز رو از سرت بیرون کن
اگه ديدي يه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست وپا ميزنه فکر نکن زدنش داره به قيافيه ي تو ميخنده
تو دنيا هيچي هيچي نداشته باشي مطمئن باش سه چيز هميشه مال تو هست: خداي مهربون، فكراي قشنگ و یه خط ايرانسل
مزیت مذکر بودن :
۱- دختر نیستید.
۲- همیشه خودتون هستید(۱۰۰ مدل آرایش نمی کنید).
۳- فقط شما می تونید رئیس جمهور شوید.
۴- فقط شما می تونید برید ورزشگاه آزادی و فوتبال ببینید.
۵- برای دعوا کردن به بابا یا داداش بزرگتر احتیاج ندارید.
۶- توی اتوبوس جای بیشتری نسبت به دخترا دارید.
۷- در کمتر از ۱۰ دقیقه می تونید دوش بگیرید.
۸- هر جوری که حال کنید لباس می پوشید.
۹- در کمتر از ۲ دقیقه لباس می پوشید و آماده می شوید.
خاطرات یک دانشجوی دم بخت
دوشنبه اول مهر:امروز روز اولی است که من دانشجو شده ام. شماره ی کلاس را از روی برد پیدا کردم. توی کلاس هیچ کس نبود، فقط یک پسر نشسته بود. وقتی پرسیدم «کلاس ادبیات اینجاست؟» خندید و گفت:بله، اما تشکیل نمی شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت که یکی دو هفته ی اول که کلاس ها تشکیل نمی شود و خندید.
با اینکه از خندیدنش لجم گرفت، اما فکر کنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسید که ترم یکی هستید یا نه. گمانم می خواست سر صحبت را باز کند و بیاید خواستگاری؛ اما شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد نخندد!
***
دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را دیدم از دور به من سلام کرد، من هم جوابش را ندادم. شاید دوباره می خواست از من خواستگاری کند. وارد کلاس که شدم استاد گفت:"دو هفته از کلاس ها گذشته، شما تا حالا کجا بودید؟" یکی از پسرهای کلاس گفت:«لابد ایشان خواب بودن.» من هم اخم کردم. اگر از من خواستگاری کند، هیچ وقت جوابش را نمی دهم چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد طعنه نزند!
***
چهارشنبه:امروز صبح قبل از اینکه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر کوچه کیک و ساندیس گرفتم او هم از من پرسید که دانشگاه چه طور است؟ اما من زیاد جوابش را ندادم. به نظرم می خواست از من خواستگاری کند، اما رویش نشد. اگر چه خواستگاری هم می کرد، من قبول نمی کردم؛ آخر شرط اول من برای ازدواج این است که تحصیلات شوهرم اندازه ی خودم باشد!
***
جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشی را که برداشتم، پسری گفت: خانم میشه مزاحمتون بشم؟ من هم که فهمیدم منظورش چیست اول از سن و درس و کارش پرسیدم و بعد گفتم که قصد ازدواج دارم، اما نمی دانم چی شد یخ کرد و گفت نه و تلفن را قطع کرد. گمانم باورش نمی شد که قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم خجالتی نباشد!
***
سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد می کرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوی مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره دیدمش. این دفعه که به مغازه اش بروم می گویم که قصد ازدواج ندارم تا جوان بیچاره از بلاتکلیفی دربیاید، چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم گیر نباشد!
***
سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت که حالا نباید به فکر ازدواج باشم. گفت که می خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتی که او نخواهد ازدواج کند دیگر جواب تلفنش را نمی دهم، بعد هم گوشی را گذاشتم. فکر کنم داشت امتحانم میکرد، ولی شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم به من اعتماد داشته باشد!
***
چهارشنبه:امروز یکی از پسرهای سال بالایی که دیرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهی کرد، من هم بخشیدمش. به نظرم میخواست از من خواستگاری کند، چون فهمید من چه همسر مهربان و با گذشتی برایش میشوم؛ اما من قبول نمیکنم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم حواسش جمع باشد و به کسی تنه نزند!
***
جمعه: امروز تمام مدت خوابیده بودم؛ حتی به تلفن هم جواب ندادم، آخر باید سرحرفم بایستم. گفته بودم که تا قصد ازدواج نداشته باشد جوای تلفنش را نمی دهم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم مسئولیت پذیر باشد!
***
دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا کیک و ساندیس گرفتم. وقتی گفتم دو تا، بلند پرسید چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هایش که تو هم رفت فهمید که غیرتی است. حالا مطمئنم که او نمی تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم غیرتی نباشد، چون این کارها قدیمی شده!
***
پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع کردم. با او هم ازدواج نمی کنم؛ چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم هی مرا امتحان نکند!
***
دوشنبه: امروز روز بدی بود. همان پسر سال بالایی شیرینی ازدواجش را پخش کرد. خیلی ناراحت شدم گریه هم کردم ولی حتی اگر به پایم هم بیفتد دیگر با او ازدواج نمی کنم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم وفادار باشد!
***
شنبه: امروز یک پسر بچه توی مغازه ی اصغرآقا بقال بود. اول خیال کردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هی بابا بابا می گفت. دوزاریم افتاد که اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نکردم. آخر شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زن دیگری نداشته باشد!
***
یکشنبه: امروز همان پسری که روز اول دیدمش اومد طرفم. می دانستم که دیر یا زود از من خواستگاری می کند. کمی که من و من کرد، خواست که از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاری کنم و اجازه بگیرم که کمی با او حرف بزند. من هم قبول نکردم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم چشم پاک باشد!
***
ترم آخر: امروز هیچ کس از من خواستگاری نکرد. من می دانم می ترشم و آخر سر هم مجبور می شم زن اکبرآقا مکانیک بشوم...
كشتي ......... تشخيص (كفتـر)
آينه ......... من درش پيدا
شيشه ......... اونورش پيدا
پاك كن ......... مالش بر دانش
ويالن ......... ميره و ميه، خوشوم ميه
توالت ......... زورخونه
)
مگس ......... پرويز
حمام ......... پاكستان
دوش حمام ......... آب چرخ كن
بادمجون ......... عزادارخيار
دكمه ......... بستني
مسلسل ......... حيدر
گوجه ......... چراغ خطر ديزي
سيم خاردار ......... ديوار تابستوني
دربازكن ......... تقوا
ماشين ......... مراكش
دماغ ......... نفس كش
گوشتكوب ......... لهستان
مگس ......... پرويز
خرمگس ......... پرويزتركه
زنبور ......... پرويز قناد
در هر کشوری ساندويچ خوردن از اهم امور محسوب ميشود فرض بر اين است که شما در يک شهر بزرگ جهان در يک خيابان پر رفت و امد از گرسنگی مشرف به موت هستيد چشمتان به يک ساندويچ فروشی می افتد در اين شرايط چه ساندويچی ميخوريد؟؟؟؟؟؟
لندن:ساندويچ ميگو با سبزی
لوس انجلس:هات داگ با بادام زمينی و کره اضافی و پاپ کورن و گوشت خوک
تهرانجلس:هات داگ با نان بربری
مسکو:ساندويچ سيب زمينی با مارگارين
پکن:ساندويچ رفيق مک دونالد
کابل:ساندويچ نان با شلاق اضافه
انکارا:ژامبون با نان بربری ماشينی پيچيده شده در اگهی کنسرت
تهران:ساندويج هبرگر با نه تا نون اضافه و يا ساندويچ پيتزا با ۴ تا نون اضافه
کلمبيا:ساندويچ با علف
طرف ميره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده بعد ازش ميپرسن چه طور بود ميگه آدماي خيلي خوبي بودن ديدن من خوابم رونوك انگشت راه ميرفتن
يه آبشار رژيم مي گيره مي شه تف
به غضنفر ميگن با فردا يه جمله بساز ميگه توي شماره ها زوجا رو بيشتر دوست داري يا فردا رو
الهي شمع بشي، پروانه شم، دورت بگردم
بعدش فوتت کنم، خاموش بشي، هرهر بخندم
آغاز سال 2008 ميلادي و تعطيلات كريسمس به شما و خانواده محترمتان هيچ ربطي نداره صبر كن تا نوروز
گلم.عسلم.خوشگلم.جگرم.نازم...تازه باحالم هستم.
اوّلین دوره ی المپیک لرها موسوم به " لرمپیک " با رشته های زیر آغاز شد :
شنای با مانع - کشتی پروانه - پرش روی نیزه - شیرجه روی چمن - اسب سواری با سگ
به مجنون زد شبی لیلی اس ام اس / که آخر تا به کی تاخیر و فس فس / اگر عقدم نکنی سال جال / روم تهران شوم دختر فراری
فارسی را پاس بداریم :
زین پس به جای واژه ی بیگانه ی موبایل بگویید : آلت تماسلی
جشنواره فیلم ایرانسل :
چند میگیری اس ام اس ندی ؟
اعتباری ها
شب ها آنتن نمیده آیدا
من مهرداد دیگه شارژ ندارم
در جستجوی آنتن
.
.
.
.
من که با تعرف ندارم ، اگر چیزی بود همون بالا میگفتم دیگه
ترسناک ترین اس ام اس سال : پخخخخخخخخ
این تویی >------->-------0
این منم >--->---0
گرفتی مطلبو ؟
.
.
.
بابا میگم کوچیکتم !
توی دنیا یکی هست که فقط برای تو نفس میکشه ... میدونی کیه ؟ ... دماغته
اگر یه روز دلت گرفت و ندونستی چه کار کنی اینو یادت باشه که اگه منو داشتی هرگز دلت نمی گرفت !
از طرف محلول لوله بازکنی گلرنگ
اوّلی ها ...
دومی ها ...
سومی ها ...
پیش دانشگاهی ها ...
دانشجویان ...
مهندسان ...
پزشکان ...
.
.
.
ک*و*ن لغّه ( لقّه ! ) همتون !
میدونی صفای ما پابرهنه ها به چیه ؟
اینه که ریگی به کفشمون نیست !
پاتو از زندگیم بکش بیرون ... جورابات بو میده !
به خره میگن : چه کارهایی بلدی ؟
میگه : عرعر می کنم ، جفتک می زنم ، الانم دارم اس ام اس می خونم !
زندگی بدون عشق برابر است با . . . جمعه ی بدون یانگوم !
تو را از گُل نه از گِل آفریدند / زعطر یاس و سنبل آفریدند
نمی دانم تو را با این همه حسن / چرا اینگونه منگل آفریدند !
چند وقته دلم هوس تاب بازی کرده ، اجازه میدی بیام تو ذهنت ؟ آخه شنیدم مخت تاب داره !
توجه *** توجه
آیا می دانید 3 نفر اول کنکور گروههای ریاضی ، تجربی و انسانی از سس مایونز مهرام استفاده می کردند
اگه تیتر روزنامه های فردا را که " فرار مغزها " است را خوندی و گریت گرفت ، بهت حق میدم ... آخه من دارم از ایران میرم !
برداشتن قدم های بزرگ
.
.
.
پاره شدن خشتک را در بر دارد
با همه ی وجودم سرم رو روی شونه های مهربونت میزارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک می کنم !
اگر میدونستی که چقدر دستان سردم به گرمی دستانت نیاز داره , هیچ وقت دستتو تو دماغت نمی کردی !
یه دکتر اصفهانی زنش میمیره روی سنگ قبرش می نویسه : آرامگاه زری همسر دکتر رحیمی مختصص زنان و زایمان ، مطب : خیابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 از ساعت ... !
شاید اس ام اس های این دفعه تکراری باشه ولی خوب همینه که هست ، به منم ربطی نداره . همش تقصیر احمدی نژاد که توی این مدت هیچ کاری نکرده تا ملت براش جوک در بیارن !
اس ام اس شبانه )
بانک ملی شما را به ادامه ی خوابتان دعوت مینماید !
از بینی ام تا دست من راهی به جز انگشت نیست
دلخوش به دستمالم نکن هیچ چی مث انگشت نیست

