بچه: مامان من چه جوری به دنیا آومدم؟
مادر: بابات خر شد اومد خواستگاری من، من هم خر شدم قبول کردم باهاش ازدواج کردم، بعدهم خر تو خر شد، تو دنیا اومدی
یه آقایی به دوستش میگه شنیدم که تو ظرف شستن به خانمت کمک می کنی!؟ .... ای زن ذلیل!!
دوستش میگه: خوب مگه چیه، اون هم توی رخت شستن به من کمک میکنه
قاضی به متهم: آیا شما یک صندلی به طرف خانمتان پرت کرده اید؟
متهم: بله قربان
قاضی: آیا شما از این عمل خودتان پشیمان و متاسف هستید؟
متهم: البته که متاسف و پشیمانم، صندلیه نسبتاًً نو بود
يك تهراني داشت براي يك آباداني خالی می بست، میگه: من يك سگ دارم که وقتي ميخواد بياد تو خونه در ميزنه!
آبادانيه میگه: ولك، مگه كليد نداره ؟
دو تا دیوانه داشتن با هم بحث میکردند، اولی که دستش رو مشت کرده بوده به دومی میگه: اگه گفتی تو مشتم چیه؟
دومی میگه: اتوبوس.
اولی میگه: قبول نیست تو از روی رنگ شلوارم فهمیدی
ترکه بچه اشو می بره دکتر، آزمایش کنه ببینه که دیوونه هست یا نه
دکتره به پسره میگه: برو آبکش رو بیار ببینم.
ترکه میگه: آقای دکتر این بچه خیلی خسته است، خودم میرم میارم
ترکه به دختره میگه: با من ازدواج میکنی؟
دختره میگه: من لزبینم!
ترکه میگه: لزبین یعنی چی؟
دختره میگه: یعنی دوست دارم با دختر سکس داشته باشم!
ترکه میگه: خوب پس منم لزبینم
به ترکه میگن:
تولدت کی اه؟
میگه: 12 آبان.
میگن چه سالی؟
میگه: هر سال
ترکه رادیولوژیست میشه، یه مریض میاد جواب عکسشو بگیره، بهش میگه: یه دنده سمت راست قفسه سینه اتون شکسته که من تو فتو شاپ واستون درستش کردم
خوش بين: مردي كه تصور کند، وقتي زني پاي تلفن خداحافظي کند گوشي را خواهد گذاشت
ترکه تو تبریز میره تو مغازه میگه: آقا پنیر دارین؟
فروشنده میگه : دوغ نداریم.
ترکه با عصبانیّت میگه: عجب ترکی هستی ها؟ بابا کی ماست خواست؟
اين كفن چيه پوشيدي؟
ميخوام برم لبنان تو جنبش استشهاديون شركت كنم.
عجب مونگولی هستی! نمیخواد اين همه راه بري. الان زنگ ميزنم آژانس يه بليت هواپيماي پرواز داخلي برات میگیرم زودتر از لبنان به هدفت میرسی
به ترکه ميگن: يه ميوه خوشمزه، آبدار و شيرين نام ببر.
ميگه: خيار!
بهش ميگن: خيار كجاش آبدار و شيرينه؟
ترکه ميگه: شما اونو با چايي شيرين بخور، نظرت عوض ميشه
آیا می دانید که تفاوت پیر دختر با پیر پسر چیه؟
اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی
دومی موفق شده ازدواج نکنه
به ترکه می گن چطور شد تو سید شدی؟ هیچ امامی که ترک نبوده!
میگه ما نسب امون میرسه به اسب آقام علی
در زندگي افرادي هستند که مثل قطار شهربازي مي مونن.
از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي
تركه تو ماشينش آهنگ عربي گذاشته بود با صداي بلند.
بهش میگن اینا چی گوش میدی؟
میگه:دارم قرآن با اجرای جدید گوش میدم
از یک دیوانه می پرسن: زن دای؟ میگه معلومه که دارم، اگه نداشتم که دیوونه نمی شدم
گزارشگراز یکی می پرسه، آقا نطر شما راجع به خانمهای پرحرف چیه؟
یارو میگه: مگه نوع دیگه ای هم وجود داره؟
به یک ترکه میگن: بابات به رحمت ایزدی پیوست!
میگه: رحمت ایزدی دیگه کیه؟!
میگن: منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت
میگه: کجا باغ داشت؟
میگن: یعنی اینکه دار فانی را وداع گفت
میگه: کی رو دار زدن؟
میگن: یعنی، بابات رخت از این دنیا بربست
میگه: من که اصلا نفهمیدم!
آخر سر عصبانی میشن، میگن: ابله...بابای خرت! مرد.
میگه: خر ما که بابا نداشت
احمدی نژاد به بوش ميگه: ما براي شرف ميجنگيم ولي شما براي پول مي جنگيد.
بوش ميگه: هر کي براي هر چي نداره مي جنگه
زن: تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن
مرد: ... حق با تست، چون عقل من سر جاشه
متلک بسيجيا:
- روزهاتو بگيرم جيگر
- وقت بده واست دعا کنیم
- خدا توفیق بده مهر نمازتون بشیم
- حيف که روزه ام وگرنه جيگرتو ميخوردم
- خواهر اگه نمازتون دير شده برسونمتون
- دعای کمیل در خدمتتون باشیم
- نماز جمعه رو بریم شمال بخونیم
یک اصفهانیه به بچه اش میگه: اگه همه نمره هات بیست بشه میبرمت پارک تا بستنی خوردن بچه های دیگرو ببینی
از بک پیرمرده که زن نداشت پرسیدن: چرا زن نمیگیری؟
میگه: از پیره زن غرغرو خوشم نمی یاد.
میگن: خب چرا زن جوون نمی گیری؟
میگه:آخه اونا هم از پیره مرد غرغرو خوششون نمی یاد
زن و شوهري تو تاتر نشسته بودند و مرتب با هم پچ پچ ميكردند یک مرده از رديف عقبی با حالت اعتراض، به شوهر میگه: آقا، ما حتي يك كلمه هم نمي فهميم.
مرده با عصبانيت میگه: اصلا" به شما چه ربطی داره كه من و زنم به هم چی ميگيم
ترکه بچه اش درس نمیخونده میخواسته تهدیدش کنه میگه: اگه درس نخونی میفرستمت حوزه علمیه بری آخوند بشی
اصفهانیه يک خوشه انگور میخره میبره خونه. به زن و بچه هاش هرکدام يک دونه انگور میده.
اونا میگن: بابا چرا فقط یک دونه؟
اصفهانیه میگه: چه فرق میکنه، بقيه اشون هم همين مزه را مي دهد
يه روز پسره از باباش ميپرسه: بابا، ماه نزديكتره يا اصفهان؟
بابا ميزنه پس گردنش و ميگه: آخه مونگول، معلومه ديگه! تو از اينجا ميتوني اصفهان رو ببيني؟؟؟
ترکه در زندگی به آخر خط میرسه ... میره سر خط بعدی
یک مرده دوستش رو تو خيابون میبینه که، صورتش كبود شده و پاش ميلنگه و روي گلوش هم زخم شده، با نگراني بهش میگه: چي شده؟چه اتفاقی برات افتاده؟ بيا بریم ببرمت خونه اتون.
دوستش میگه: لازم نکرده، تازه دارم از اونجا ميآم
یه یارو میره نونوایی میگه آقا 4 تا نان بده.
شاطره میگه: ساده یا خشخاشی؟
یارو میگه: فرق نمیکنه، من با دوچرخه اومدم
مريض: دكتر! دارم ميميرم، تو رو خدا بكش و راحتم كن.
دكتر: من خودم وظيفه ام رو ميدونم، لازم نیست یادآوری کنی
اولي: مرتيكه احمق به من ميگه الاغ، ميخوام ازش شكايت كنم.
دومي: جای تو بودم این کار رو نمیکردم، چون ممكنه بتونه ادعاشو ثابت كنه
مادر یک بچه آخوند میره خواستگاری واسه پسرش.
پدر دختره میگه: خوب آقازاده چه کاره اند؟
مادر میگه: پسرم آخونده.
پدر میگه: نه نه، من دخترم رو به آخوند نمیدم، اگه پسرتون واقعا میخواد با دخترم عروسی کنه باید بره یک کار آبرومند پیدا کنه
دوتا دیوانه داشتند با هم حرف میزدند
اولی: واقعا بدشانسی آوردیم امسال عید افتاده به جمعه
دومی: آنقدر هم بدشانسی نیاوردیم، فکر شو بکن، اگر عید میافتاد به سیزده چه بدبختی میشد
مرده میخواست برای زنش یکدست لباس کادو بخره میره مغازه لباس فروشی میگه یکدست لباس زنانه میخواد.
فروشنده میگه: چه رنگی باشه؟
مرد: فرقی نمیکنه
فروشنده: چه اندازه باشه؟
مرد: فرقی نمیکه
فروشنده: چه مدلی باشه؟
مرد: فرقی نمیکنه، بهرحال خانمم خودش میاد عوضش میکنه
در پی افزایش افسردگی و کاهش خنده در کشورهای اسکاندیناوی، مقامات این کشورها بدنبال وارد کردن انواع ترک هستند
به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز ، ماه رمضان، فقط، برای اقشار کم درآمد تا اطلاع ثانوی ادامه دارد.
ستاد حمایت از دولتمردان فرصت طلب
ترکه عقلش نمی رسیده، میره براش نردبان میاره
ترکه خوابش نمیبرده، زنگ میزنه آژانس بیاد ببره
یک ترکه شبها زود می خوابیده، دوستش ازش می پرسه: چرا زود می خوابی؟
ترکه میگه: دیدم من که نمی تونم صبحها زود بیدارشم، گفتم اقلا شبها زود بخوابم
آب تهران قطع می شود
اطلاعیه شهرداری تهران به شرح زیر منتشر شد:
همشهریان تهرانی عزیز! روز جمعه آب تهران از ساعت 9 تا 12 صبح در کلیه مناطق قطع خواهد بود. این شهرداری قصد دارد رئیس جمهور را بشوید
ترکه با بچه اش داشته از كنار یه اسطبل رد ميشده، اسب رو به بچه اش نشون میده و ميگه: اينو ببين، باز هم درس نخون
یه زنبور میشینه روی یک آبادانیه، یارو میگه: کا، تو هم فهمیدی مو گولوم
يه آدم لنگ با کشتي ميره سفر، وقتي برمي گرده، مي پرسن: سفر خوب بود؟
ميگه نه بابا همش استرس داشتم، چون هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب
مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج ميكنند، بر اثر كمبود حوصله طلاق ميدهند و بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج ميكنند
یه روز یه دختر دعا می کنه: خدایا من چیزی از تو برای خودم نمی خوام، فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن
اولي: دكتر به من گفته موقع كاركردن سيگار نكشم.
دومي: خوب پس حالا ديكه سيگار نمي كشي.
اولي: نه حالا دیگه كار نميكنم
یک مرد احمق به یک زن ميگه: ساکت باش اما
يک مرد دانا به یک زن ميگه: نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشی
آدم تا وقتی زن نداره فقط زن نداره، وقتی هم که زن داره فقط زن داره
هر کاری میکردن ترکه رو از زیر آوار زلزله بیرون بیارن نمیگذاشته، فقط هی داد میزده من کاری نکردم به خدا، فقط سیفونو کشیدم
يه روزيه تركه حواسشو جمع مي كنه ميره جاي ديگه پهن ميكنه
معلم: مجيد بگو ببينم، ميتوني يک ماده بي بو و بي خاصيت نام ببري؟
مجید: بله آقا، مدرک لیسانس داداشم
به یه ترکه میگن: آقا تو ترکی؟
میگه: چيه؟! مگه خودت نقطه ضعف نداري؟
ارتباط ریش و تیغ قبل و بعد از انقلاب:
قبل از انقلاب با تیغ ریش می زدن
بعد از انقلاب با ریش تیغ می زنن
از یارو میپرسن فرق ترکها با احمدی نژاد چیه؟
میگه: پیش خودمون بمونه، اکه ترکها بفهمن یه همچین سوالی کردی، خیلی بهشون بر میخوره
به ترکه میگن یک پستاندار بی دندان نام ببر.
میگه: خدا بیامرز ننه ام
ترکه میگه من قرآن را حفظ کردم.
دوستش میگه از این قرآن بزرگا یا کوچیکا!؟
پدر به پسرش: راستي صبح چه مي خواستي بهم بگی؟
پسر با شرمندگي: نمي خواهم شما را بترسانم، ولي دیروز معلم رياضي مان گفت كه از اين به بعد هر كسي مسأله رياضي را غلط حل كنه، تنبيه مي شه
مادر: پرويز چرا گريه مي كني؟
پرويز: بابا مي خواست ميخ به ديوار بزنه چكش رو زد روي دستش.
مادر: خوب پسرم اين كه گريه نداره، تو بايد مي خنديدي.
پرويز: اتفاقاً منم همین کار رو کردم، بابا هم كتكم زد






















