تبليغاتX
.:: وبلاگ دونفره دا مهدی و دادا وحید ::.

درده دل
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 0:33

به نام خدا

باز هم آپدیت شدباز هم سعی می کنم تند تند آپدیت کنم فردا عیده دوسته از دست رفتمه خدارحمتش کنه راست می گن ما ایرانی ها مرده پرستیم تا بود قدرشو نتونستیم این پسر سرش می رفت نمازش ترک نمی شد می شه چی گذشته من باید به جاش می رفتم که گناه داره از سر رو می باره شما هم براش دعا کنین خدا از گناهاش بگذره روحش تو ارامش باشه (ممنونم)

نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: حرف دل | لینک ثابت |
جک واس ام اس تخمی
چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت 12:51
من + تو = هیچ

من ـ تو = هیچ

==> لعنت به تو که چه با تو چه بی تو من هیچم.....


تركه زنگ ميزنه 118 ميگه يه 110 بفرستين بقيه اش رو هم آدامس بدي

 


میدونی اسکل به کی میگن ؟


تو اصفهان بليط اتوبوس واحد از 20 تومن به 10 تومن کاهش يافت .! ملت ميرن اعتراض مي کنن ! رئيس شرکت واحد مي گه بابا ما که قيمت بليط را کم کرديم ، چرا اعتراض مي کنين !؟ ملت مي گن آخه ما قبلا پياده مي رفتيم 20 تومن به نفعمون بود الان 10 تومن به نفعمون شده !!!


دیروز در ده کیلو متری جاده قزوین یه تابلو دیدم روش نوشته شده بود
.
.
.
.
.
.
.
.
قزوین 10 کیلو متر
خاک تو سرت با این فکر منحرفت


مي دوني چطوري مي شه ترک ها رو سر کلاس تشخيص داد؟
وقتي که استاد تخته رو پاک مي کنه اونا هم دفترهاشون رو پاک مي کنن


خواص گوسفند :
بو میدهد
سبزی میخورد
گاهی می خوابد
پرواز نمیکند
عقل دارد اما اس ام اس های سر کاری را تا آخر می خواند...!!!


به غضنفر ميگن: ‌نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه: خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد!



برو پایین

.

.

.

.

.

حالا برو بال

دانش اموز : آقای معلم زیپ شلوارت بازه

معلم: زشته ا عزیزم از این به بعد بگو در دفتر بازه فهمیدی؟

فردا: دانش اموز: آقای معلم در دفتر بازه

آقای مدیر هم اومده بیرون داره ما رو نیگا می کنه!!!!!!!!


زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «سزارين» بگوييد: فنی زاده!



زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چاقو» بگوييد: تو دل برو


به تركه ميگن تور را تعريف كن؟ ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناف به هم وصل شده‌اند!

يه O تغيير جنسيت ميده ميشه Q


ترکه موبايل خريده بود وقتي تو توالت نشسته بود زنگ زد ترکه گفت: إهن إهن


تركه كنار يه چاهي وايساده بوده، هي ميگفته:سيزده،..سيزده،..سيزد٠?.. يكي از اونجا رد ميشده، ميپرسه: ببخشيد قربان، ميتونم بپرسم داريد چيكار ميكنيد؟ تركه يقه يارو رو ميگيره، پرتش ميكنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده

تركه و كرده قرار ميگذارن همديگه رو بكنن. اول تركه ميكنه، كارش كه تموم ميشه يهو خجالت ميكشه، سرشو ميندازه پايين. كرده مياد جلو بغلش ميكنه، بهش ميگه: سرتو بگير بالا پهلوان... كان مرد كردي!


رشتيه با تهرانيه تصادف ميكنه. تهرانيه از ماشين پيدا ميشه،‌ مياد جلو رشتيه، داد مي زنه: مادرتو گاييدم، خوارتو گاييدم، عمتو گاييدم! هر چي دختر تو فاميلتونه گاييدم! رشتيه ميگه: اووو! مرتيكه حشري!!!
 
 
پفك
چيپس
ادامس
لواشك
بادكنك
گلابي نه نه گلابي نه
شوشولات
وغيره..
را مي توانيد از بقالي سر كوچه تهيه نماييد
 
 
تركه ميره مرغداري، جو ميگيردش، تخم ميكنه!
 
 
سوال: اون چيه كه زنها باز مي كنن و مردا رو مجبور مي كنن بريزن توش؟!
جواب: حساب بانكي

 
عاشقی مثل ریدن تو شلواره ...همه می بیننت ولی گرماشو فقط خودت حس می کنی.....
 

به یه ترکه میگن چرا همه جوک ها در مورد ترکاست؟ میگه: اخه بقیه ادم نیستند
 
 
بسيجيه ميخواسته به دختره متلک بگه

ميگه: خوشگله نمازت رو خوندی؟
 

 
خوشم میاد راحتی

هیچ غمی هم نداری

همیشه شاد و خندونی

راستش همه دیونه ها همین جورن
 
نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: جوک و سرگرمی | لینک ثابت |
جک
دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت 13:16
به نام خدا
 قول داده بودم آپدیت می کنم  و انجام دادم برین حال کنین                 دادا
 
 
 

 
يه تركه ميخوره به كوچه ي بن بست ميگه هش
 
 
از يه تركه ميپرسن از چه جور لبي خوشت مياد؟ ميگه: از لب جوب پشت خونمون
 
 
مرده ميره داروخانه ....
ميگه : آقا نفت داري؟
طرف ميگه :نه.....
مرده ميگه شاشيدم توي اين داروخونه كه نفت نداره....... و ميشاشه وميره.....
فردا مياد .....دوباره ميكه :آقا نفت داري؟
طرف ميگه :نه..... و ميشاشه وميره .........
....چند روز همينجوري ميگذره .....
و داروخانه داره ميره و نفت ميخره .....
دوباره مرده بر ميگرده و سوالش رو تكرار ميكنه.....
ايندفعه داروخونه داره ميگه: آره آقا داريم....
و مرده ميگه: شاشيدم توي اين داروخونه كه نفت نداره......... و ميشاشه وميره ........
فردا مرد بر ميگرده و دوباره سوالش رو تكرار ميكنه ....
اين بار دارو خانه داره ميگه : آقا شما به اينكارها چي كار داري... كارت رو بكن وبرو...
 
به تركه مي گن دو دو تا چند تا مي شه ، مي گه 5 تا. مي گن: نه، دو دو تا ميشه 4 تا. مي گه: "ها! از اون لحاظ مي گي؟"
 
 
 
تركه شهردار تهران ميشه, ;مكه ميفته تو طرح.......
 
 
 
اينم جوك :
رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوفايي كردم!!!
 
 
تركه با دوستش ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر من يبوست دارم. دكتر براش يك نسخه مي نويسه بهش ميگه: اين قرصها بعد از هر وعده غذا ميخوري، اين شياف رو هم استعمال ميكني. تركه ميگه: يعني چي، يعني اينو هم بخورمش؟! دكتره ميگه: نه. يعني يه جوري به بدنت برسون ولي نه از دهنت. تركه ميگه: يعني چي، يعني از گوشم؟! دكتره ميگه: نه پدر من! يه جوري به بدنت برسون ولي نه از دهنت نه از گوشت. ميگه :پس چي، از دماغم؟! دكتره شاكي ميشه داد ميزنه: بابا بكن تو كونت!! تركه برميگرده به دوستش ميگه: اصغر بيا بريم، امروز آقاي دكتر عصبانيه!!!
 
 
يارو تركه ميبينه كه پل قطار خراب شده و يه قطارم داره از راه ميرسه خلاصه ميره پيراهنشو اتيش ميزنه و قطارو نگه ميداره وقتي قطار مي ايسته يه نارنجك ميندازه زير قطار منفجر ميشه يه عالمه ادم ميميرن يارو رو ميگيرينش بهش ميگن نه به اون پيرهن اتيش زدنت نه به اين نارنجك انداختنت ميگه والا من از بچگي همش اين دهقان فداكارو با فهميده قاطي ميكردم
 
 
عربه ميخواسته بره دوبي، موقع تفتيش تو فرودگاه دست مامور گمرگ ميخوره به خايه اش. يارو اهل بخيه بوده فكر ميكنه عربه داره دلار خارج ميكنه، ميگه بگذار يوخده تيغش بزنيم. يك چشمك به عربه ميزنه، ميگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه ميگه: نه ولك، طوله!!!
 
 
يه روز يه استفراغ ميره بدن سازي تبديل ميشه به ...! ( سانسور شد!)
 
 
به تركه ميگن نظرت درباره زلزله اردبيل چيه؟ تركه ميگه كوچك بود ولي مشتي بود در دهان امريكا
 
 
ترکه ميگن با گوهر جمله بساز می گه توی گوه هروقت منو ديدی گفتی يک جمله بساز
 
 
از لاشيه ميپرسن: دوست داري تو آسيا كدوم تيم برسه به جام جهاني؟ ميگه: خوب معلومه ايران. ميپرسن: بخاطر وطن پرستي ميگي ايران؟ ميگه: نه بابا، آخه تا برسه جام جهاني آدمو ميگـاد
 
 
 
تو پليس راه اتوبان قزوين يك كاميون رو نگه ميدارن، ميبينن شيشه سمت شاگرد بازه يك كون هم ازش بيرونه!! خلاصه ميرن جلو به راننده ميتوپن كه: مرتيكه فلان فلان شده، اين چه وضع افتضاحيه؟!! قزوينيه با تعجب ميگه: كدام وضع بالام جان؟! مامورا شاكي ميشن، ميگن: خودتو به نفهمي نزن!! اين چيه از شيشه اومده بيرون؟!! قزوينيه ميگه: شما هم منو ترسوندين! بالام جان اين كان بچه‌ست، گذاشتم تو راه تگري شه برم قزوين بزنم زمين!
 
 
قزوينيه يه بچه خشگل بلند كرده بوده، پاي معامله كه ميرسن قزوينه ميگه: ببين بالام جان، اگه بزاري توش بزارم 50 تومن بهت ميدم اگر هم بزاري لاش بزارم 100 تومن بهت ميدم. بچهه هم پيش خودش ميگه: عجب نرخ خوبيه! بزار يه لاپا بهش بديم 100 تومن كاسب بشيم. خلاصه تا وارد عمل ميشن قزوينيه امونش نميده و تا دسته ميكنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو ميكشه بالا ميگه: خواركسده مگه قرار نبود لا پام بذاري؟! پس چرا كردي توش؟! قزوينيه ميگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جيبم ديدم 50 تومن بيشتر ندارم!
 
 
 
يه زنه با يه ماشين شيک داشته مي رفته که چشش به يه مردهء لاغر مردني مي افته سوارش مي کنه و ميبردش خونه!! مرده هم خوشحال ميشه و با خودش ميگه خدا رو شکر ما هم به يه نون و نواي رسيديم!!!زنه ميگه لخ شو تا من بيام!!بعد از چن دقيقه زنه دسته پسرشو ميگيره و مياره تو ميگه:ببين پسرم اگه غذا نخوري مسه اين اقاهه ميشي ها
 
 
يه ترکه داشته تو پارک با دوس دخترش قدم مي زده که يه هو باباي دختر مياد..ميگه فولان فولان شده خيزالت نميکشي با دوختر مردم گدم ميزني هان؟ پسره ميگه:ايلده..باور کن خواهرمه به خودا!!!
 
 
آخوند تركه داشت روضه ميخوند: ظهر عاشورا حضرت عباس سوار ذوالجناح شد! يكي از پا منبر گفت: حاجي آبرومونو بردي، ذوالجناح اسب امام حسين بود! آخونده گفت: آخه مادر گهبه! تو هيچ وقت موتور داداشت رو ازش قرض نمي گيري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
 
لره به دختر كدخداي دهشون تجاوز ميكنه. ميبرنش پيش قاضي. قاضي بهش ميگه: مرتيكه! چرا اين كارو كردي؟ لره ميگه: آقاي قاضي! شب مهتو، لب اُوْ، تو بيدي نميكردي؟! قاضي ميگه: نه! لره ميگه: برو گي تِ بخور!!
 
 
 
 
 
 
بچه تخسه از مامانش ميپرسه: مامان جون، اين ممد طبقه پاييني از كجا اومده؟ مامانه ميگه: يه روز بابا-مامانش يه كدو خريده بودن،‌ وقتي بريدنش ممد از توش دراومد. بچهه باز ميپرسه: پس اين عباس طبقه بالايي از كجا اومده؟ مامانش ميگه: اونم مامانش يه كلم خريده بود،‌ وقتي وازش كرد، عباس توش بود. بچهه يه سري تكون ميده، ميگه: عجب! پس فقط تو طبقه ما بكن‌بكنه!

 
آخونده داشته ترتيب يك بدبختي رو ميداده، يهو منكرات ميريزن، ميبرنشون دادگاه ويژه روحانيت. خلاصه دادگاه تشكيل ميشه و آخري قاضيه حكم ميكنه كه آخونده بايد بيست ضربه شلاق بخوره، اونيكي صد و بيست ضربه! اون بدبختي كه كونش گذاشته شده بوده شاكي ميشه، ميگه: حاج آقا! اين مرتيكه ترتيب مارو داده، چرا من بايد شيش برابر شلاق بخورم؟! قاضيه ميگه: حكم تو بيست ضربش مال عمل لواطه، صد ضربش بخاطر پشت كردن به روحانيت!
 
 
يارو عربه (همون كه سري قبل رفت دبي!) ميخواسته برگرده ايران، سر مرز موقع بازرسي بدني، باز دست مامور گمرك ميخوره به يك چيز سفت و گنده! ماموره فكر ميكنه عربه داره اسلحه قاچاق ميكنه، ميگه: حاج آقا، كلاشه؟! عربه ميگه: نه ولك، كَلَشه
 
 
 
قزوينيه تو يك كوچه خلوت يك پسر خوشگل ميبينه، ميره جلو دست ميكشه به سرش، ميگه: بالام جان اسمت چيه؟ يهو باباي پسره از تو حياط داد ميزنه: اسمش حميده، كان هم نميده
 
 
 
 
 زنه هنرپيشه بوده، به شوهرش ميگه: ديدي وقتي تو فيلم خودم رو زدم به مردن،‌ چطوري همه داشتن گريه ميكردن؟!‌ يارو ميگه: آره، آخه ميدونستن كه واقعا نمردي

 
قزوينيه داشته تو خونش ترتيب بچهه رو ميداده،‌ بچهه هم حين عمل داشته با گلهاي قالي بازي ميكرده. ‌قزوينيه شاكي ميشه،‌ ميزنه تو سر بچه ميگه:‌ بالام جان، دل به كار بده!
 

 
رشتيه نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستي كه به هركي كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجاني ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! رشتيه ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم از صغرا خانوم، طبقه پاييني دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه‌ها رو مياره، وقتي برميگرده ميبينه دو تا از بچه‌هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، ياسر و علي كجا رفتن؟ زنش ميگه: والله تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه‌هاشو برد!

 
به قزوينيه ميگن زن رو تعريف كن، ميگه: بالام جان، زن حجميست زائد كه فضاي اطراف كان رو اشغال كرده!

 
يارو مياد خونه، همچين كه از در وارد ميشه، زنش مياد ميگه: ‌سلام عزيزم! يك لب اساسي بهش ميده، بعد كتشو ازش ميگيره ميبره آويزون مي‌كنه، بعدم دستشو ميگيره ميبردش تو اتاق خواب، شروع مي‌كنه ساك زدن، اونم چه ساك زدني!! مرده يكم زنشو نگاه مي‌كنه، ميگه: راستشو بگو خانوم،‌ اين دفعه ديگه چه بلايي سر ماشين آوردي؟!
 

 
دختر رشتيه ميره پيش مامانش ميگه: مامان‌جون چه گردنبند خوشگلي داري، اينو بابام برات خريده؟! زنه ميگه: من اگه به اميد بابات بودم، الان تو رو هم نداشتم!

 
چرا مايكروسافت ماشين نمي‌سازد؟

در يكي از نمايشگاههاي كامپيوتري كه اخيرا برگزار شده بود بيل گيتس موسس مايكروسافت و ثروتمندترين مرد جهان صنعت كامپيوتر را با صنعت اتومبيل مقايسه و ادعا كرد:

اگر تكنولوژي جنرال موتورز با سرعتي مانند سرعت پيشرفت تكنولوژي كامپيوتر پيشرفت كرده بود امروز همه ما ماشين‌هايي سوار مي‌شديم كه قيمتشان 25 دلار و مصرف بنزين آن 4 ليتر در هر 1000 مايل بود.

جنرال موتورز هم در جواب بيل گليتس اعلام كرد:

اگر جنرال موتورز هم مانند مايكروسافت پيشرفت كرده بود اين روزها ما ماشين‌هايي با اين مشخصات سوار مي‌شديم:

1- كيسه هوا قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما مي‌پرسيد: Are You sure?

2- بدون هيچ دليلي ماشين شما در روز دو بار تصادف مي‌كرد!

3- هر دفعه كه خطهاي وسط خيابان را از نو نقاشي مي‌كردند شما بايد يك ماشين جديد مي‌خريديد!

4- گاه و بيگاه ماشين شما در خيابانها از حركت باز مي‌ايستاد و شما چاره‌اي جز استارت مجدد restart نداشتيد!

5- گاهي اوقات در اثر كارهايي مانند گردش به چپ ماشين شما خاموش Shot down مي‌شد و استارت آن نيز ار كار مي‌افتاد. در اينگونه موارد چاره‌اي جز نصب مجدد reinstall نداشتيد!

6- فقط يك نفر از ماشين مي‌توانست استفاده كند مگر اينكه با خريد ماشين مدل 95 يا NT براي آن صندلي‌هاي بيشتري خريداري مي‌كرديد!

7- ماشينهاي مكينتاش با موتور Sun بهتر – پنج بار سريعتر و راحت‌تر از ماشين‌هاي مايكروسافت بودند اما تنها در 5 درصد جاده‌ها مي‌شد اين ماشينها را يافت!

8- چراغهاي اخطار وضعيت بنزين، روغن و آب با يك چراغ General Fault تعويض مي‌شدند!

9- صندلي‌هاي جديد همه را مجبور مي‌كردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آنها بكنند!

10- جنرال موتورز خريداران ماشينهايش را مجبور به خريد نقشه‌هاي راهها مي‌كرد كه ممكن بود اصلا به درد رانندگان نخورد. هرگونه تلاش براي پاك كردن اين Option منجر به كاهش كيفيت عملكرد تا پنجاه درصد و بيشتر مي‌شد!

11- هر بار كه جنرال موتورز مدل جديدي را به بازار عرضه مي‌كرد خريداران ماشين بايد رانندگي را از اول ياد مي‌گرفتند چون هيچ يك از عملكردها و كنترلهاي ماشين مانند مدل قبلي نبود!

12- براي خاموش كردن ماشين بايد دكمه استارت را مي‌زدند!

 
جوادترين اسم: در اين زمينه هيات داوران به علت انبوه اسامي کار دشواري را پيش رو داشت اما پس از رايزني‌هاي فراوان از ميان شير علي، قلي، انريکو و ثابت، جايزه به اسم «قباد» اهدا شد.

جوادترين سرگرمي: داوران در اين بخش از ميان دوردرجا، چت، تک چرخ، قليون و منچ، جايزه را مشترکا به «چت» و «قليون» اهدا کرد.

جوادترين خواننده غير مجاز سال: در اين قسمت هيات داوران با تقديم ديپلم افتخار به «حسن شماعي‌زاده»، جايزه جواد بلورين را با اکثريت آرا به «داوود بهبودي» تقديم کردند.

جوادترين آلبوم سال: تنها قسمتي که داوران بدون هيچگونه اختلاف نظر به نتيجه رسيدند... آلبوم «ديوونه» منصور بود.

جوادترين آهنگ سال: در حالي که همه نفسها در سينه حبس شده بود تيم داوري با تقديم ديپلم افتخار به آهنگ «نون ودلقک» جايزه اصلي را به «علي‌رضا عصار» و آهنگ «خيال نکن نباشي بدون تو...» اهدا کردند.

جايزه ويژه: در اين قسمت به خاطر يک عمر فعاليت جوادي و گسترش مسلک جواد جايزه ويژه به «عباس قادري» اهدا شد. قادري در حالي که اشک در چشمانش حلقه زده بود به روي صحنه آمد و در ميان شور و حال عرفاني مردم جايزه را دريافت کرد.

جواد ترين گزارشگر سيما: در حالي که به علت شايسته بودن همه ميرفت که کار به دعوا بکشد جايزه به «جواد خياباني» اهدا گرديد. جواد پس از دريافت جايزه گفت: اين جايزه را که حاصل يک عمر تلاش ميدانم به استادم «اسکندر کوتي» تقديم مينمايم. در ضمن من شريک تجاري مهندس نيستم.

جوادترين کتاب سال: داوران در اقدامي عجيب جايزه را مانند سال گذشته به آقاي مهندس براي کتاب «آهنگ براي موبايل» تقديم نمودند. کتابي کامل که در آن انواع آهنگ‌ها از «موتزارت» و «باخ» گرفته تا «ويرون بشي اي دل» و «بدنام» و «پلنگه» موجود است تا روي گوشيتان (۳۳۱۰) نصب و از نواي رويايي آن لذت ببريد.

جوايز بخش‌هاي جانبي: داوران جواد بلورين را به بخشهاي: تکيه کلام: «جون تو سالاره»، بخش پوشاك: «مانتو خفاشي»، بخش ادکلن: «بيک»، بخش كفش: «سفيد»، بخش لاستيك: «دور سفيد»، بخش نوشيدني‌هاي گوارا: «يخ در بهشت» و «خاکشير» (مشترکا) اهدا نمودند.

جوادترين فوتباليست سال: خيلي‌ها دوست داشتند جاي اين برنده رويايي بودند. به همين دليل داوران نفر برگزيده اين بخش را براي افزايش هيجان در انتها اعلام نمودند. «نيکبخت واحدي» در حالي که «تل» قشنگش را با آن «چسب دماغش» ست کرده بود جايزه را دريافت کرد

 
نامه مادر غضنفر

گضنفر جان سلام!

ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفرخان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تندتند بخواند،‌ آروم‌آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب‌کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقات توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق مي‌افته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب‌کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد، ‌دوميش 3 روز. ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد.

گضنفر جان،‌ آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا‌جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي‌ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌ اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه‌اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبر ميکند نفس کم آورد و مرد!‌ شرمنده.

همين ديگه... خبر جديدي نيست.

قربانت... مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم

 
 
اخبار ساعت 25 تبريز: مردم تبريز در اقدامي انسان دوستانه و هماهنگ براي همدردي با زلزله زدگان بم، 80% خانه هاي خود را خراب كردند
 
نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: جوک و سرگرمی | لینک ثابت |
دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت 1:28

به نام خدا

سلام عرض شد شرمنده باز نتونستم آپديت کنم يه خورده کار داشتم مشغول ثپت نام دانشگاه بودم از اين به بعد قول مي دم مثله هميشه رو وبلاگ کار کنم و هر روز مطالب جدید تو وبلاگ بریزم                                                                                             دادا   

نوشته شده توسط دادا وحید | موضوع: | لینک ثابت |