به نام خدا
باز هم آپدیت شدباز هم سعی می کنم تند تند آپدیت کنم فردا عیده دوسته از دست رفتمه خدارحمتش کنه راست می گن ما ایرانی ها مرده پرستیم تا بود قدرشو نتونستیم این پسر سرش می رفت نمازش ترک نمی شد می شه چی گذشته من باید به جاش می رفتم که گناه داره از سر رو می باره
شما هم براش دعا کنین خدا از گناهاش بگذره روحش تو ارامش باشه (ممنونم)
من ـ تو = هیچ
==> لعنت به تو که چه با تو چه بی تو من هیچم.....
تركه زنگ ميزنه 118 ميگه يه 110 بفرستين بقيه اش رو هم آدامس بدي
میدونی اسکل به کی میگن ؟
تو اصفهان بليط اتوبوس واحد از 20 تومن به 10 تومن کاهش يافت .! ملت ميرن اعتراض مي کنن ! رئيس شرکت واحد مي گه بابا ما که قيمت بليط را کم کرديم ، چرا اعتراض مي کنين !؟ ملت مي گن آخه ما قبلا پياده مي رفتيم 20 تومن به نفعمون بود الان 10 تومن به نفعمون شده !!!
دیروز در ده کیلو متری جاده قزوین یه تابلو دیدم روش نوشته شده بود
.
.
.
.
.
.
.
.
قزوین 10 کیلو متر
خاک تو سرت با این فکر منحرفت
مي دوني چطوري مي شه ترک ها رو سر کلاس تشخيص داد؟
وقتي که استاد تخته رو پاک مي کنه اونا هم دفترهاشون رو پاک مي کنن
خواص گوسفند :
بو میدهد
سبزی میخورد
گاهی می خوابد
پرواز نمیکند
عقل دارد اما اس ام اس های سر کاری را تا آخر می خواند...!!!
به غضنفر ميگن: نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه: خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد!
برو پایین
.
.
.
.
.
حالا برو بال
دانش اموز : آقای معلم زیپ شلوارت بازه
معلم: زشته ا عزیزم از این به بعد بگو در دفتر بازه فهمیدی؟
فردا: دانش اموز: آقای معلم در دفتر بازه
آقای مدیر هم اومده بیرون داره ما رو نیگا می کنه!!!!!!!!
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «سزارين» بگوييد: فنی زاده!
زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چاقو» بگوييد: تو دل برو
يه O تغيير جنسيت ميده ميشه Q
ترکه موبايل خريده بود وقتي تو توالت نشسته بود زنگ زد ترکه گفت: إهن إهن
چيپس
ادامس
لواشك
بادكنك
گلابي نه نه گلابي نه
شوشولات
وغيره..
را مي توانيد از بقالي سر كوچه تهيه نماييد
جواب: حساب بانكي
ميگه: خوشگله نمازت رو خوندی؟
هیچ غمی هم نداری
همیشه شاد و خندونی
راستش همه دیونه ها همین جورن
ميگه : آقا نفت داري؟
طرف ميگه :نه.....
مرده ميگه شاشيدم توي اين داروخونه كه نفت نداره....... و ميشاشه وميره.....
فردا مياد .....دوباره ميكه :آقا نفت داري؟
طرف ميگه :نه..... و ميشاشه وميره .........
....چند روز همينجوري ميگذره .....
و داروخانه داره ميره و نفت ميخره .....
دوباره مرده بر ميگرده و سوالش رو تكرار ميكنه.....
ايندفعه داروخونه داره ميگه: آره آقا داريم....
و مرده ميگه: شاشيدم توي اين داروخونه كه نفت نداره......... و ميشاشه وميره ........
فردا مرد بر ميگرده و دوباره سوالش رو تكرار ميكنه ....
اين بار دارو خانه داره ميگه : آقا شما به اينكارها چي كار داري... كارت رو بكن وبرو...
رشتيه يك پول قلنبه مياد دستش، تصميم ميگيره يك كاسبي اساسي راه بندازه. خلاصه ميره سي مليون تومن شورت زنونه ميخره، بار تريلي ميكنه ميبره تهرون، شروع ميكنه فروختن، و بعد يك مدت كارش اساسي ميگيره. بعد از دو سه ماه، زنگ ميزنه به زنش ميگه: خانم جان، پاشو بيا اينجا ببين من با اينهمه شورت چه غوغايي كردم! زنش ميگه: هنر كردي! تو پاشو بيا اينجا ببين من اينجا بدون شورت چه غوفايي كردم!!!
در يكي از نمايشگاههاي كامپيوتري كه اخيرا برگزار شده بود بيل گيتس موسس مايكروسافت و ثروتمندترين مرد جهان صنعت كامپيوتر را با صنعت اتومبيل مقايسه و ادعا كرد:
اگر تكنولوژي جنرال موتورز با سرعتي مانند سرعت پيشرفت تكنولوژي كامپيوتر پيشرفت كرده بود امروز همه ما ماشينهايي سوار ميشديم كه قيمتشان 25 دلار و مصرف بنزين آن 4 ليتر در هر 1000 مايل بود.
جنرال موتورز هم در جواب بيل گليتس اعلام كرد:
اگر جنرال موتورز هم مانند مايكروسافت پيشرفت كرده بود اين روزها ما ماشينهايي با اين مشخصات سوار ميشديم:
1- كيسه هوا قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما ميپرسيد: Are You sure?
2- بدون هيچ دليلي ماشين شما در روز دو بار تصادف ميكرد!
3- هر دفعه كه خطهاي وسط خيابان را از نو نقاشي ميكردند شما بايد يك ماشين جديد ميخريديد!
4- گاه و بيگاه ماشين شما در خيابانها از حركت باز ميايستاد و شما چارهاي جز استارت مجدد restart نداشتيد!
5- گاهي اوقات در اثر كارهايي مانند گردش به چپ ماشين شما خاموش Shot down ميشد و استارت آن نيز ار كار ميافتاد. در اينگونه موارد چارهاي جز نصب مجدد reinstall نداشتيد!
6- فقط يك نفر از ماشين ميتوانست استفاده كند مگر اينكه با خريد ماشين مدل 95 يا NT براي آن صندليهاي بيشتري خريداري ميكرديد!
7- ماشينهاي مكينتاش با موتور Sun بهتر – پنج بار سريعتر و راحتتر از ماشينهاي مايكروسافت بودند اما تنها در 5 درصد جادهها ميشد اين ماشينها را يافت!
8- چراغهاي اخطار وضعيت بنزين، روغن و آب با يك چراغ General Fault تعويض ميشدند!
9- صندليهاي جديد همه را مجبور ميكردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آنها بكنند!
10- جنرال موتورز خريداران ماشينهايش را مجبور به خريد نقشههاي راهها ميكرد كه ممكن بود اصلا به درد رانندگان نخورد. هرگونه تلاش براي پاك كردن اين Option منجر به كاهش كيفيت عملكرد تا پنجاه درصد و بيشتر ميشد!
11- هر بار كه جنرال موتورز مدل جديدي را به بازار عرضه ميكرد خريداران ماشين بايد رانندگي را از اول ياد ميگرفتند چون هيچ يك از عملكردها و كنترلهاي ماشين مانند مدل قبلي نبود!
12- براي خاموش كردن ماشين بايد دكمه استارت را ميزدند!
جوادترين سرگرمي: داوران در اين بخش از ميان دوردرجا، چت، تک چرخ، قليون و منچ، جايزه را مشترکا به «چت» و «قليون» اهدا کرد.
جوادترين خواننده غير مجاز سال: در اين قسمت هيات داوران با تقديم ديپلم افتخار به «حسن شماعيزاده»، جايزه جواد بلورين را با اکثريت آرا به «داوود بهبودي» تقديم کردند.
جوادترين آلبوم سال: تنها قسمتي که داوران بدون هيچگونه اختلاف نظر به نتيجه رسيدند... آلبوم «ديوونه» منصور بود.
جوادترين آهنگ سال: در حالي که همه نفسها در سينه حبس شده بود تيم داوري با تقديم ديپلم افتخار به آهنگ «نون ودلقک» جايزه اصلي را به «عليرضا عصار» و آهنگ «خيال نکن نباشي بدون تو...» اهدا کردند.
جايزه ويژه: در اين قسمت به خاطر يک عمر فعاليت جوادي و گسترش مسلک جواد جايزه ويژه به «عباس قادري» اهدا شد. قادري در حالي که اشک در چشمانش حلقه زده بود به روي صحنه آمد و در ميان شور و حال عرفاني مردم جايزه را دريافت کرد.
جواد ترين گزارشگر سيما: در حالي که به علت شايسته بودن همه ميرفت که کار به دعوا بکشد جايزه به «جواد خياباني» اهدا گرديد. جواد پس از دريافت جايزه گفت: اين جايزه را که حاصل يک عمر تلاش ميدانم به استادم «اسکندر کوتي» تقديم مينمايم. در ضمن من شريک تجاري مهندس نيستم.
جوادترين کتاب سال: داوران در اقدامي عجيب جايزه را مانند سال گذشته به آقاي مهندس براي کتاب «آهنگ براي موبايل» تقديم نمودند. کتابي کامل که در آن انواع آهنگها از «موتزارت» و «باخ» گرفته تا «ويرون بشي اي دل» و «بدنام» و «پلنگه» موجود است تا روي گوشيتان (۳۳۱۰) نصب و از نواي رويايي آن لذت ببريد.
جوايز بخشهاي جانبي: داوران جواد بلورين را به بخشهاي: تکيه کلام: «جون تو سالاره»، بخش پوشاك: «مانتو خفاشي»، بخش ادکلن: «بيک»، بخش كفش: «سفيد»، بخش لاستيك: «دور سفيد»، بخش نوشيدنيهاي گوارا: «يخ در بهشت» و «خاکشير» (مشترکا) اهدا نمودند.
جوادترين فوتباليست سال: خيليها دوست داشتند جاي اين برنده رويايي بودند. به همين دليل داوران نفر برگزيده اين بخش را براي افزايش هيجان در انتها اعلام نمودند. «نيکبخت واحدي» در حالي که «تل» قشنگش را با آن «چسب دماغش» ست کرده بود جايزه را دريافت کرد
ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفرخان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تندتند بخواند، آرومآروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسبابکشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقات توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسبابکشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد، دوميش 3 روز. ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد.
گضنفر جان، آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جداجدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزيها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.
ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره، اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچهاش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبر ميکند نفس کم آورد و مرد! شرمنده.
همين ديگه... خبر جديدي نيست.
قربانت... مادرت.
راستي:گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم
به نام خدا
سلام عرض شد شرمنده باز نتونستم آپديت کنم يه خورده کار داشتم مشغول ثپت نام دانشگاه بودم از اين به بعد قول مي دم مثله هميشه رو وبلاگ کار کنم و هر روز مطالب جدید تو وبلاگ بریزم دادا
